به راستی که هر خواننده‌ای انگشت تحیر را بین دندان می‌گزد که چگونه برخی از رؤسای معروف اصلاح‌طلب کرمانی با یک سیاهه‌ی 30 سطری اینهمه ضعف نوشتاری و سیاسی و تاریخی آنهم بدون هیچ توجیه موجهی، و در فضای جهانی اینترنت، با محتوایی سراسر دروغ و سراپا تهمت، از خود به نمایش بگذارند ادامه . . .

بسم الله الرحمن الرحیم

سروران رزمنده‌ی گردان خط‌شکن 410 لشکر ظفرمند 41 ثارالله، زیدعزهم

سلام علیکم، تقبل الله اعمالکم

کاش روزگار غدار، در این برهه‌ی تبدار، و اوقات داغدار از غم 270 عزیزِ بسیجی و پاسدار، که درود فرشتگان و خداوندگار، نثار ارواح آسمانی آن بندگان خاص خالق دادار، حکم نمی‌کرد به اجبار، تا پاسخ داده شود به 32 دروغ شاخدار، که تولید نشدند مگر از تخیلاتی بیمار، آنهم بدون هیچ دلیل و منطقی استوار، نبش قبری این‌چنین، برای پوزخندی از معاون اولِ اول شخص دولت به اصطلاح با اقتدار. به راستی که هر خواننده‌ای انگشت تحیر را بین دندان می‌گزد که چگونه برخی از رؤسای معروف اصلاح‌طلب کرمانی با یک سیاهه‌ی 28 سطری اینهمه ضعف نوشتاری و سیاسی و تاریخی آنهم بدون هیچ توجیه موجهی، در فضای جهانی اینترنت، با محتوایی سراسر دروغ و سراپا تهمت، از خود به نمایش بگذارند. ابتدا این متن کذایی را ملاحظه بفرمایید و سپس پاسخ بنده را از نگاه دقیق خود بگذرانید و قضاوت بفرمایید:

چگونه جهادگر ديروز ومعاون اول امروزرييس جمهور از ترور جان سالم بدر برد ؟

Jun 07:06 - A Zj: [20/06 04:22] ‪+98 913 140 3419:

چگونه جهادگر ديروز ومعاون اول امروزرييس جمهور از ترور جان سالم بدر برد ؟

اسحاق جهانگيري جهادگر بي ادعا وسخت كوش استان كرمان و اقدامات بي نظيرش در جيرفت وكهنوج بخصوص جازموريان، داغترين و محرومترين نقطه زمين ونه كرمان وايران، انچنان محبوبيتي از اين دانشجوي با هوش و استثنايي دانشگاه پر افتخار شهيد باهنر كرمان بوجود اورده بود كه شك نكرديم حضورش در انتخابات مجلس پوشيدن رداي نمايندگي مردم دلاور وسلحشور جيرفت را در پي دارد.

برادردو شهيد محمد ويعقوب وخانواده اي كه الگوي ايثار وخدمت است وعضويت درشوراي مركزي جمع دانشگاهي ما ودهها دليل ديگر تصميم مان رابراي ورود در انتخابات مجلس ، انهم به علمداري اسحاق قطعي كرد.

اولين مشكل من  گرفتن وانتخاب عكس انتخاباتي ازچهره اي بود كه دماغ بزرگش وصورت سيه چرده وافتاب خورده وبه  ظاهر خشن اش و نداشتن همه امكانات ديجيتال وفتو شاپ امروزي كه پيرزن هفتاد ساله رابه زيبارويي حورالعين مبدل مي كند كه نه تنها جوانان پر شر وشوربلكه پيران از كارافتاده را نيز به صرافت اداي دين وتكليف راي دادن وانتخاب مي اندازد! بود

مرحوم فروزي عكاس هنرمند ومشهور كرمان كه هنر عكاسي را در غرب اموخته وبا ذوق واستعداد خدايي اش در هم اميخته بود مشكل من را با صرف حدود دو ساعت وقت در استوديوي كوچكش در زير زمين عكاسي اش در خيابان شريعتي كرمان تا حدودي حل كرد!!

همه چيز به سرعت برق وباد جلو رفت ، انتخابات برگزاروبا بهم زدن بازي توسط رقيب شكست خورده و به بهانه تقلب !!؟؟ و نپذيرفتن نتيجه انتخابات و بر هم زدن نظم وامنيت ميدان را از دست دلسوزترين نيروهاي انقلاب خارج وبه دست اشرا رمسلح ومعانديني دادتا هم فرماندار را ترور كنند وهم مركز حكومت نظام مقدس جمهوري اسلامي را تصرف وهم صندوق هاي راي را به اتش بكشند وهم شهر جيرفت دژ انقلابيون را براي هر چندزماني كوتاه  به تصرف خود دراورند و فاجعه اي رادر استان كرمان رقم زنند كه تا امروز نظيرش را نديده ام.

وقتي همراهان سرتا پا مسلح اسحاق كه به فرمانده چريكشان گفته بودم اگرمويي از سر اسحاق كم شود همراه با حراميان دودمانش را به باد ميدهم مستقيم به اپارتمان كوچك من در باشگاه ومنازل مسكوني صدا وسيماامدند و به قول خودشان اسحاق را صحيح وسالم تحويلم دادند، خيالم راحت شد وحفاظت از وي را شخصا وبا همسرم به عهده كرفتيم

هر چند بعد ها فهميدم سلحشوران جيرفتي كه اماده  بودنددر دفاع از جان اسحاق ميهمان خود يك لشكررا در هم بپيچندتا صبح باشگاه صدا وسيما راترك نكرده واماده  جان فشاني براي  وي  بوده اند (رسم زيباي جيرفتي هاي دلاوردر ميهمانداري ورفاقت)

تا صبح ولحظه به لحظه حوادث تلخ جيرفت را كه اينك كنترلش بدست اشرار مسلح مخالف نظام افتاده بود پيگيري ونهايتا با ورود وحيد ( حميد ذكاء اسدي معاون سياسي امنيتي كنوني استاندار) به صحنه پر خطر جيرفت و پس از جنگي خياباني شهرارام وبا برگزاري انتخاباتي مجدد اسحاق جهانگيري اينبار با رايي بيشتر نماينده مردمي شد كه در ميهمان نوازي، سلحشوري ودلاوري مثال زدني ونمونه اند.

بخشي از دل نوشته هاي غريبي

م ... ا ...

شنبه ٣٠ خرداد ١٣٩٤ ساعت 04:06 بامداد

سوم ماه مبارك رمضان

خدا کند که نویسنده‌ی محترم این سیاهه‌ی کذایی که به رؤیت رسید، دلایل این اقدام غیرخدایی و کینه‌توزانه خود را حداقل برای شما بازگو کند که در این موقعیت تشییع تاریخی و بی‌نظیر 270 شهید کم نظیر رضوان الله تعالی علیهم اجمعین، چه اتفاق خاصی افتاده است که جناب ایشان زحمت قلم‌فرسایی را به خود هموار ساخته و طلبه‌ای بسیجی و شهیدانی چون شهید والامقام و ملکوتی ... فرمانده گردان ... که رضوان من الله اکبر روزی او و دیگر همفکرانش باد، «حرامیان» بخواند و «شکست خورده» بداند و به آنچه که شایسته خودش و بایسته‌ی دوستش بوده است، متصف بنماید.

اجازه بدهید بروم سر اصل مطلب، در وهله‌ی اول دروغ‌های شاخدار جناب نویسنده‌ی معلوم را، برای شما رزمندگان اسلام و همسنگرانم در 12 عملیات بزرگ جنگی، و هم صنفان عزیز جانبازم، احصا می‌کنم، و آنگاه دلایل دروغ بودن آن‌ها و در پایان شرح با اختصاص و اختصار چگونگی به مجلس بردن علمدارش! را، بیان می‌دارد:

اول؛ دروغ‌ها

1-    چگونه جهادگر ديروز و معاون اول امروز رييس جمهور از ترور(1) جان سالم بدر برد؛

2-    اقدامات بي نظيرش(2) در جيرفت و كهنوج بخصوص جازموريان؛

3-    و 3 مکرر – داغترين(3) و محرومترين(4) نقطه زمين؛

4-    و 4 مکرر - انچنان محبوبيتي(5) از اين دانشجوي با هوش و استثنايي(6)؛

5-    شك نكرديم(7) حضورش در انتخابات مجلس؛

6-    و دهها(8) دليل ديگر تصميم مان؛

7-    علمداري(9) اسحاق؛

8-    اولين مشكل(10) من  گرفتن وانتخاب عكس انتخاباتي ازچهره اي بود كه دماغ بزرگش؛

9-    پيرزن هفتاد ساله(11) رابه زيبارويي حورالعين؛

10-                       پيران از كارافتاده(12) را نيز به صرافت اداي دين وتكليف راي دادن وانتخاب مي اندازد! بود؛

11-                       همه چيز(13) به سرعت برق و باد جلو رفت؛

12-                       بهم زدن بازي(14) توسط رقيب شكست خورده؛

13-                       به بهانه(15) تقلب !!؟؟؛

14-                       از دست دلسوزترين نيروهاي انقلاب خارج(16)؛

15-                       وبه دست اشرا رمسلح(17) و معانديني(18)؛

16-                       فرماندار را ترور(19) كنند؛

17-                       مركز حكومت نظام مقدس جمهوري اسلامي را تصرف(20)؛

18-                       وهم صندوق هاي راي را به اتش بكشند(21)؛

19-                       هر چندزماني كوتاه  به تصرف خود دراورند(22)؛

20-                       وقتي همراهان سرتا پا مسلح(23) اسحاق كه به فرمانده چريكشان(24) گفته بودم؛

21-                       همراه با حراميان(25)،

22-                       و حفاظت از وي را شخصا و با همسرم(26) به عهده گرفتيم؛

23-                       يك لشكر را در هم بپيچند(27) تا صبح باشگاه صدا و سيما را ترك نكرده و اماده جان فشاني(28) براي وي بوده اند؛

24-                       كنترلش بدست اشرار مسلح مخالف نظام افتاده بود (29)؛

25-                       وحيد (30) (حميد ذكاء اسدي معاون سياسي امنيتي كنوني استاندار)؛

26-                       پس از جنگي خياباني (31) شهر ارام؛

27-                       برگزاري انتخاباتي مجدد اسحاق جهانگيري اينبار با رايي بيشتر (32)؛

دوم؛ دلایل دروغ بودن دروغ‌ها

1-    تا این لحظه احدالناسی از چپی‌ها و راستی‌های آن دوران، و آحاد مردم منطقه و استان و مقامات ذی‌ربط، هرگز و هرگز کلمه‌ای به نام ترور آقای اسحاق جهانگیری‌کوهشاهی نه شنیده‌اند و نه گفته‌اند و نه خوانده‌اند و نه در ذهن کسی خطور کرده است. احتمالاً خود معاون اول محترم هم در حیرت فرو رفته باشد از این حرف مزخرف.

2-    کدام اقدام بی‌نظیر! لطفاً یکی از آن اقدامات خیالی را در عالم واقع نشان بدهید و ثابت کنید که از اقدامات جناب ایشان است.

3-    چه کسی گفته است که داغ‌ترین قسمت زمین باتلاق جازموریان است؟ ما خوانده بودیم که یکی از داغ‌ترین مکان‌های جهان در کویر لوت شهداد بنام گندم‌ بریان است. صحت و سقم آن با شما، اما قطعاً جازموریان داغ‌ترین نقطه دنیا نیست خصوصاً در دوران ترسالی.

4-    چه کسی گفته است محرومترین نقطه زمین جازموریان است. آخر شما و آقای مرعشی داستان تأمین علف احشام توسط جازموریان را به خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران کشانیدید و خطیب خوش‌خیال هم باور کرده بود و کلی برای جایی مثل جاز موریان هورا کشید.

5-    از کدام «محبوبیت» آقای اسحاق جهانگیری‌کوهشاهی سخن رفته است؟! مستضعفان طرفدار وی در روستاهای جیرفت و عنبرآباد، طرفدار کودشیمایی، روغن، موتور بریجستون چاه آب، لوله‌های پلیکان و پلی‌اتیلن، کیسه‌های آرد، سهمیه‌ی جو گوسفندان، توزیع آهن و . و ... جهادسازنگی وقت بودند که امکانات مذکور که مایحتاج مردم بودند را مشروط به رأی دادن به اسحاق جهانگیری‌کوهشاهی می‌کردند. خدا می‌داند یک سید بزرگوار که حی و حاضر است با ماشین وانت (کوتومه) خودش آمد پیش بنده و فرمود آقای زادسر به خدا تو را اصلح می‌دانم اما چه کنم که نمی‌توانم کود شیمایی برای باغ و درختان و مغ‌هایم تهیه کنم و جهادی‌ها می‌گویند می‌دهیم به شرط اینکه به جهانگیری‌کوهشاهی رأی بدهید و تبلیغ بکنید. بنده عرض کردم خب برو و قبول کن زیرا چاره‌ای نداشت. ساعاتی بعد اتفاقی او را در میدان امام خمینی شهر جیرفت دیدم که وانت خود را پراز کود شیمایی کرده و می‌رفت. موتورهای مکنده آب چاه عمیق را که سر چاه نصب می‌کردند و بعد از روشن شدن و کشیدن آب به سطح زمین، همان جهادی‌های نصاب می‌گفتند بشنوید صدای موتور را که می‌گوید جوه‌ جوه جها جها جهانگیری، کدام محبوبیت. سیاسیون که دنبال پست‌هایشان بودند، مردم هم که چاره‌ای نداشتند. محبوبیت! واقعاً که.

6-    منظور از «استثنایی» نوشته مشخص نیست. ما به کورها، کرها، لال‌ها و نمونه آن‌ها می‌گوییم استثنایی. مسلم است که مقصود از این قبیل که نیست چون دروغ است و جهانگیری‌کوهشاهی مشکل اینچنینی ندارد. استثنایی یعنی خیلی خیلی باهوش که دیگر نمونه ندارد این‌هم که دروغی است بزرگتر. با اطمیان می‌گویم که باهوش‌تر از آقای جهانگیری‌کوهشاهی بسیار است.

7-    یک جوری نوشته است که «شک نکردیم»، که انگار بزرگان منطقه و فرهیختگان جیرفت و عنبرآباد جهانگیری‌کوهشاهی را نامزد کردند که اگر چنین منظوری داشته است دروغی بزرگ است. این آقا از فعل جمع «نکردیم» احتمالاً همان باند دانشجویان مورد نظرش بوده است که تصویب کرده بودند از بم دبستانی بمی، بافت اسلامی بافتی، زرند انصاری زرندی و . و ... و چون از جیرفتی‌ها کسی باب طبعشان پیدا نشده بود قرعه فال را به نام آقای جهانگیری‌کوهشاهی زده بودند و وی را به عنوان عضو شورای جهاد جیرفت آن‌هم از سال 1359 و به نیت به چنگ آوردن کرسی جیرفتیان مظلوم و محروم از دوره‌ی دوم یعنی سال از سال 1363 تا 1367 که ماجراها دارد، مأموریت داده بودند که ظاهراً جناب ایشان ان‌شاءالله غیر سیاسی در جیرفت عاشق شد و با یکی از دوستان بسیار بسیار صمیمی سرکار خانم آیین، ازداواج کرد و به سلامتی شد داماد ما جیرفتی‌ها و ... شرح آن سر دراز دارد. بماند برای فرصتی دیگر.

8-    از «ده‌ها دلیل» یعنی از 20 و 30 دلیل کمتر نیست و از 99 دلیل بیشتر نیست، حالا لطفاً چند دلیل عاقل پسند و غیر سیاسی مثلا 13 علت را ذکر کنند تا بدانیم که دروغ نفرموده‌اند.

9-     در کرمان جن و انس می‌دانند که علمدار چپ‌ها سید حسین مرعشی و حمید میرزاده بودند و جهانگیری عنصر سیاسی جدی آنان نبود. قصه تا آن حد بود که وقتی دوستان اصول‌گرا بنده را به عنوان نامزد دوره‌ی سوم مجلس شورای اسلامی از جیرفت معرفی کردند، در جلسه‌ای که در کرمان داشتیم آقای مهندس باهنر می‌گفت: «ما با آقای جهانگیری مشکلی نداریم، مشکل ما آقای یدالله اسلامی از بافت است نه جهانگیری. پس علمداری او هم دروغ است.

10-                       چه کسی تصدیق نمی‌کند که ادعای اولین مشکل این از رؤسای اصلاح‌طلب کرمانی، گرفتن عکس خوبی از آقای جهانگیری‌کوهشاهی بوده است آن‌هم به قول خودش: «گرفتن و انتخاب عكس انتخاباتي ازچهره اي بود كه دماغ بزرگش ...» یک دروغ بزرگ است.

11-                       در روزگار دیجیتال پیرزن 70 ساله را می‌شود مثل حورالعین مد نظر قرآن کریم درست کرد! وای از این دروغ شاخدار و گنده. کیست که پیره زن بزک کرده 70 ساله را تشخیص ندهد. طرف که عکس را کار ندارد خودش را می‌خواهد و فوراً متوجه می‌شود.

12-                       مگر پیران از کار افتاده چگونه‌اند که ایشان افاده فرموده است: «پيرزن هفتاد ساله را به زيبارويي حورالعين مبدل مي‌كند ... كه پيران از كارافتاده را نيز به صرافت اداي دين و تكليف راي دادن و انتخاب مي اندازد» یعنی پیران ...! پناه برخدا.

13-                       «همه چيز13 به سرعت برق و باد جلو رفت» یعنی از تابستان 1359 تا پاییز 1363 که 4 سال سخت و پر ماجرا به طول انجامید تا جهانگیری‌کوهشاهی را در مجلس گذاشتند، مثل برق و باد گذشت! به راستی که نویسنده‌ی این ادعاهای مضحک خواب‌نما نبوده است؟ آخر ساعت 04:06 دقیقه نوشته‌اش در واتس‌آپ قرار گرفته است.

14-                      تهمت بزرگ «بهم زدن بازی توسط رقيب شكست خورده» یکی از آن جوک‌های مسخره‌ی تولید شده توسط دوستان آقای  جهانگیری‌کوهشاهی است که جبر روزگار و جور دوران، نگارنده را به قلم زدن پیرامون آن فاجعه‌ی شوم و تلخی که به مثابه لکه ننگی در تاریخ پر فراز و نشیب جیرفت کهن و جیرفتی‌های با خدا و سلحشور و قانون‌مدار، مانده است مجبور می‌سازد، و ای بسا مایه‌ی تعجب آیندگان و مورخان نیز بشود، البته اگر امثال بنده ننویسیم حقایق ماوقع را که الحمدلله خود اینان باعث شدند که بنویسم. حالا که بعضی باعث خیر شدند و صاحب این خطوط را به نوشتن ماجرای آن دو روز و یک شب، ناگزیر ساخته است، لاجرم نکاتی را فهرست‌وار می‌نگارد:

اول، این قلم به دست مست از قدرت رفیق حمام و گلستانش را، باید به چهار سال قبل از آنچه که نوشته است ارجاع داد که یادش بیاید که آقای جهانگیری‌کوهشاهی اول باری که نامزدش کردند در سال 1363 بود و رقیب او، زادسرجیرفتی نبود، بلکه آقای محمد دهقانی یزدی بود که طرفداران اینان که شاغل در جهادسازندگی بودند، می‌گفتند جهانگیری‌کوهشاهی معاون اول فعلی رئیس جمهور فعلی، برای رأی گرفتن سزاوارتر است، چونکه صوغان و کوهشاه نزدیک اسفندقه جیرفت است و پدرش در معدن کار می‌کند و از همه مهمتر از جیرفت زن گرفته است و یک پا به ما جیرفتی‌ها نزدیک‌تر است. بلی، مجددا این‌ها تخم قومیت‌گرایی غیرخدایی را در زمین انتخابات جیرفت پاشاندند که هنوز که هنوز است، بعضاً علفهای هرز و سمی آن بذر مسموم منطقه را بد بو و مشمئز کننده می‌گرداند. اما اکثریت مردم جیرفت هرگز او را نخواستند. هر دو دوره‌ای که نامبرده را به اسم جیرفت نماینده‌اش کردند، با رأی حقیقی اکثریت مردم جیرفت نبود و به همین دلیل، هم در دوره دوم که دهقانی یزدی رقیب ایشان بود، و هم در دوره سوم و سال 1367 که زادسرجیرفتی با نامبرده رقابت داشت، شورای محترم نگهبان انتخابات پر از انواع تقلبات جیرفت را باطل کرد. دلایل ابطال را شورای نگهبان بهتر از همه می‌داند.

حکام وقت جیرفت که اکثر قریب به اتفاق بر مبنای معادلات انتخاباتی پست گرفته بودند از حامیان سرسخت و علنی وی بودند و از تمام امکانات مدیریتی اعم از اداری و بانکی و سازمانی بهره می‌گرفتند و مردم مستضعف و گرفتار را، به رأی دادن به جهانگیری‌کوهشاهی مجبور می‌ساختند و در روستاها بعضاً مسلحانه مردم را با قنداق تفنگ کلاشینکف می‌زدند و می‌گفتند باید به جهانگیری‌کوهشاهی رأی بدهید. شرح آن‌ها را تاریخ‌نویسان خواهند نوشت. بنده برای نمونه به یکی از آن ترفندهای وحشتناک، شنیع و دلخراش مجلس بردن جهانگیری‌کوهشاهی از جیرفت که غیرقابل خدشه است، اشاره می‌کنم.

خب معلوم شد که انتخابات پر از انواع تقلبات جیرفت، که با تفاوت کمی حکام وقت جیرفت جهانگیری‌کوهشاهی را برنده! انتخابات معرفی کرده بودند، توسط شورای محترم نگهبان باطل شد، به ناچار می‌بایست انتخابات میان‌دوره‌ای برگزار شود که چند ماه بعد چنین شد. در مدت زمان بین انتخابات دوم مجلس شورای اسلامی تا برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای دوره‌ی دوم مجلس، یک حادثه‌ی خونین و دهشت‌زا به وقوع پیوست که عبارت بود از به رگبار بستن ماشین جهاد سازندگی جیرفت در روستای گوِر که با ده‌ها گلوله سه نفر جهادگر مظلوم و آرام و غیر سیاسی را کشتند و ماشینشان را هم سوراخ سوراخ کردند.

یادآوری این مطلب مهم، لازم است که شما خوانندگان محترم خصوصاً نسل‌های دوم، سوم و آیندگان مستحضر باشید و مسؤولین نیز که عقبه‌ی همان مقامات آن روزگار بسی تلخ و زجرآور و ... هستند، فراموش نکنند که هنوز که هنوز است، قاتل یا قاتلان آن سه جهادگر زحمت‌کش، بی‌آزار، و غیرسیاسی‌کار که مظلومانه و بی‌خبر از توطئه کشته شدند، هرگز شناخته نشده‌اند، یا اگر شناخته شده‌اند، افشا و معرفی نشده‌اند، یا کسانی هستند که نمی‌گذارند آن قاتل‌ها مشخص و معرفی شوند. نه نفر بی‌گناه را به بند کشیدند و ظاهراً اگر حافظه‌ام یاری دهد، حکم اعدام هم برای بعضی از آن‌ها صادر شده بود که خوشبختانه با کمک یک روحانی حق‌جویی، توانستند بی‌گناهی خود را به اثبات برسانند و آزاد شدند.

 بنده در زمان نمایندگی‌ام در مجلس چهارم، موضوع را به جد دنبال کردم تا حقیقت ماجرا روشن بشود و پشت پرده‌ی جنایت به وقوع پیوسته آشکار گردد اما . . . !؟ علت انگیزه‌ی جدی نگارنده از پی‌گیری آن فاجعه این بود که آن جنایت و آدم‌کشی دقیقاً مدتی قبل از برگزاری انتخابات میان دوره‌ای دوره دوم مجلس شورای اسلامی که به علت تقلب و ارسال گزارشات مستند ...، و آمدن بازرس ویژه از تهران، توسط شورای محترم نگهبان ابطال شده بود، به وقوع پیوست و ماشین آنان که جای ده‌ها گلوله شلیک شده بر بدنه‌ی آن مانده بود، در خیابان و مقابل در ورودی اداره‌ی جهادسازندگی جیرفت، به نمایش گذاشته شد، و مردم در حال عبور و مرور انگشت حیرت را به دهان می‌گرفتند و با گزیدن لب خود و فرستادن لعن و نفرین به آدم‌کشان، برای جهادی‌ها که %100 حامی آقای اسحق جهانگیری‌کوهشاهی در انتخابات بودند، و با تمام امکانات آن روزگار که اکثر قریب به اتفاق مایحتاج مردم روستاها در اختیار ارگان جهاد بود، بدین وسیله، و وسیله‌ی ... دو مرتبه وی را به مجلس بردند. و با آن مظلوم نمایی از صحنه‌ی قتل سه نفر جهادگری که در گوِر به طرز مشکوکی به رگبار مسلسل بسته شده بودند، به افکار عمومی مستقیم و غیر مستقیم القا می‌کردند که این جنایت، زیر سر طرفداران رقیب آقای اسحق‌ جهانگیری‌کوشاهی (معاون اول فعلی رئیس جمهور فعلی) اتفاق افتاده است. همه‌ی اهالی شریف منطقه به یاد دارند که رقیب این آقای جهانگیری‌کوهشاهی که اهل سیرجان یا بافت است، رئیس حوزه‌ی علمیه‌ی جیرفت بود که اهل محمدآباد یزد بود و اکثریت مردم وی را می‌خواستند، که به ناحق حذف شد.

دوم؛ تا اینجا روشن شد که آقایان در انتخابات میان‌دوره‌ای دوره‌ی دوم مجلس شورای اسلامی با چه وضعیتی فرد مورد نظرشان را به خانه‌ی ملت رساندند. متأسفانه آقای کاتب که به فرمایش خودشان از برنامه‌ریزان، محافظ و رفیق آقای جهانگیری‌کوهشاهی بوده و هست حتی یک کلمه هم راجع با تاریخ هشت سال قبل از ماجرای محکوم مورد بحث، نکرده است و به طریقی نوک قلم را بازی داده است که خوانندگان تحفه‌ی دلنوشته‌ی سحری وی که 32 دروغ و تهمت را در 28 سطر جا داده بست، بازی بخورند و تمام خیانت‌ها و جنایت‌های مسموع راجع به آن حادثه‌ی تلخ را به حساب این طلبه‌ی مظلوم و بسیجی محاسبه کنند.

در هر حال سه سال و چند ماه گذشت و انتخابات دوره‌ی سوم از راه رسید و فرهیختگان، رزمندگان، فرهنگیان و . و ...، منطقه به این طلبه‌ی بسیجی که برای شرکت در مجلس 114 شهید کربلای 4 رضوان‌الله تعالی علیهم اجمعین، از جبهه به جیرفت رفته بودم، در کمال بهت و حیرت ناباوریم، پیشنهاد نامزدی در انتخابات دوره‌س سوم مجلس شورای اسلامی از حوزه‌ی انتخابات جیرفت و عنبرآبا را دادند، و بنده بعد از مشورت با مولا و مقتدایم، قبول کرده و آمادگی خودم را اعلام نمودم که اسمم کم و بیش بر سر زبان‌ها افتاد. پیشنهاد نامزد شدن به بنده دلایل مختلفی داشت که می‌توان به چند دلیل اشاره کرد:

الف- مسافرت بسیاری از مؤمنین انقلابی کشور و استان کرمان به جیرفت برای زیارت تبعیدی‌های عظیم‌الشأن قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مخصوصا امام خامنه‌ای بزرگ و عزیز، که نگارنده را خدمتگزار آنان می‌دیدند.

ب- مبارزات شجاعانه و قاطع و قوی قبل از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در جیرفت و منطقه، و به افتخار طلبه نائل آمدن زادسرجیرفتی و آشنا شدن وی با علما و فرزانگان فعلی کشور و استان کرمان.

ج- در جوار کریمه‌ی اهل بیت سلام‌الله علیها قرار گرفتن و بهرمند شدن از برکات مدارس قدیری، کرمانی‌ها و فیضیه، و درک محضر فقها و مراجع جلیل‌القدر در درس خارج.

د- و ایضاً از برکت دفاع مقدس ملت اسلامی ایران و حضور طولانی زادسرجیرفتی در بین رزمندگان اسلام در جبهه‌های حق علیه باطل خصوصاً استان‌های کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان در غرب و جنوب کشور، و توفیق نوشتن «خاطرات یک طلبه از جبهه‌های جنگ» از 12 عملیات بزرگ جنگی. و همچنین به درجه‌ی رفیع جانباز نائل شدن این طلبه‌ی بسیجی و زندگی نامبرده در آسایشگاه‌های رزمندگان جانباز و امام جماعت آنان بودن.

ه - شناخت اکثریت قاطع مردم شریف جیرفت و عنبرآباد از این خاطره نویس جبهه‌ها و شهدا توسط اکثر رزمندگان اسلام از جای جای منطقه، و نوشتن خاطره در روزنامه‌ی کثیرالانتشار رسالت در بیش از یکصد شماره طی سال 1366،

و – زبان فصیح داشتن و ارتباط قوی با مستمعین، و نترسی خاصی که خداوند تبارک و تعالی در هر دو جبهه به این بنده‌ی روسیاهش عنایت فرموده است و همه‌ی رزمندگان اسلام در طول 8 سال دفاع مقدس در عملیات‌های دوازده‌گانه‌ای که توفیق داشتم، به رأی‌العین ملاحظه فرموده‌اند. شجاعت و صراحت لهجه‌ام را در طی سی سال حضورم در جبهه‌ی سیاست هم، همه‌ی مردم ایران اسلامی که اهل روزنامه و دنبال کردن مسائل سیاسی هستند، اجمالاً میدانند.

ز _ اما دلیل اصلی که از همه مهمتر و قطعی‌تر است، خفقان بسیار وحشتناک حاکم بر منطقه بود که حقیقتاً قابل توصیف نیست. بنده در زمانی تاریخ آن وقایع تلخ را می‌نویسم که اکثریت مردم اهل سیاست و انتخابات آن روزگار اعم از مخالفین و موافقین، الحمدلله سلامت و زنده هستند و قطعاً کسی نمی‌تواند در صحت این مطلب خدشه وارد کند، زیرا مرد و پهلوان می‌خواست که به آقای جهانگیری‌کوهشاهی و طرفدارانش در جهادسازندگی بگوید که ایشان را چگونه بردند به مجلس. همین بس که ده‌ها نفر از سرد و گرم چشیدگان روزگار، به بنده می‌گفتند آقای زادسر مگر از جانت سیر شدی؟!، ول کن بابا، بگذار همین شخص را دوباره ببرند و خودت را به خطر نینداز. اگر غیر از این بود دواطلبان سینه‌چاک مجلس رفتن از دوستان ما، این فرصت مهم را در اختیار بنده نمی‌گذاشتند. بنده‌ای که اصلاً یک لحظه هم به نامزد شدن و مجلس رفتن اندیشه نکرده بودم، هم‌آنان را منظور است که بعد از دفع خطرهای مذکور توسط از خود گذشتگی زادسرجیرفتی، مدعی شدند و چها که نکردند، آنهم چه دوستانی! بگذارم و بگذرم. تحلیل بنده این است که برخی از آنان از جمله دوستانی که وارد کارزار انتخاباتی شدند، همانند آقایان؛ ف – ع، ط – ت، ب – م، و . و ...، گمان می‌کردند که زادسرجیرفتی از عهده‌ی کار برنمی‌آید، و جهانگیری‌کوهشاهی هم که با زادسر از میدان به در شده است، نوبت به ما خواهد رسید. وقتی دیدند که نخیر، زادسرجیرفتی وکیل و سیاستمدار خوبی از کار درآمد و شهرت جهانی پیدا کرد، دیگر طاقتشان طاق شد و شمشیر از رو کشیدند و همه‌ی آن شعارهایشان که می‌گفتند برای حمایت از روحانیت، سرباز ولایت بودن و وکالت خوب برای جیرفت و عنبرآباد را، و الهام در طواف کعبه مکرمه و از این قبیل را در طوفان شهوت مجلس رفتن به نسیان سپردند و در دوره‌ی هفتم چها که نگفتند و چها که نکردند و در دوره‌ی هشتم هم که باد رئیس جمهور شدن کسی که نه زادسر طرفدارش بود نه اینان آمد، و خدا داد به این خوشه چینان سیاسی، و به طور کل خرمن زحمات 15 ساله مرا به خیال واهی خود بر باد دادند. اما خدا نخواست و نگذاشت.

از این حاشیه‌ای رفتن در این فرصت مغتنم، پوزش طلبیده و اشعار می‌دارد:

خدا و شهدای جلیل‌القدری که در آن روز ناخوب و یادآور تلخی‌ها و غصه‌ها در بین جمعیت حضور داشتنه‌اند، خصوصاً سردار دلاور و چابک، شید جلیل‌القدر حاج مهدی طیاری رضوان‌الله علیه، شاهد و ناظر هستند که مطالب تقدیمی صحت دارند. بلی آن حادثه‌ی شوم که منجر به قتل مظلومانه و غریبانه‌ی بسیجی عزیزی که تازه داماد شده بود و حدود یک ماه‌ونیم از تاریخ ازدواجش نگذشته بود گردید. مرحوم جنت مکان و مظلوم، رزمنده‌ی فداکار جبهه‌های حق علیه باطل جواد صداقت‌منش رضوان‌الله علیه را، ظاهراً و از قرار مسموع یکی از عناصر کمیته آن وقت که بعداً در ناجا ادغام شد، بدون هیچ دلیلی به گلوله بسته است و در مقابل چشمان مردم خونش را بر زمین ریختند و وضعیت آرام را متشنج و مردم معترض و صبور را، وحشت‌زده ساختند. بنده در گوشه‌ای از شهر و بی‌خبر از همه چیز مشغول جمع‌آوری شکایات و تنظیم مدارک و کنترل مستندات بودم که مسؤول جمع‌آوری شکایات ستاد زادسری‌ها آورده بود، ناگهان آقای ع – ق از راه رسید و گفت چه نشسته‌اید که طرفداران شما و طرفداران جهانگیری‌کوهشاهی در مقابل فرمانداری اجتماع کرده و علیه یکدیگر شعار می‌دهند. به مجرد این‌که این مطلب را شنیدم با او عرض کردم به سرعت خودت را به آنجا برسان و بگو زادسر سلام رسانده و گفته هر کس طرفدار خودمان است هر چه زودتر به منزل یا محل کارش برود و از شعار دادن و هر کار دیگری اجتناب کند.

به رغم عدم تجربه و دسترسی به اهل سیاست، با خود اندیشیدم که خب حالا متأسفانه زادسری‌ها بر خلاف مصلحت و بدون هماهنگی، رفتند بگویند که تقلب شده است، جهانگیری‌ها چرا رفته و شعارهای تحریک‌آمیز سر می‌دهند. اینجا بود که احساس کردم که احتمالاً توطئه‌ای در کار باشد. در این افکار غوطه می‌خوردم که به ناگه صدای تیراندازی در فضا طنین انداخت و من دست به هم کوبیده و گفتم وای بر ما که قربانی توطئه خواهیم شد، و انتخاباتی با حدود 15 الی 20 هزار رأی تقلبی را به تأیید خواهند رساند. در این حیص و بیص بود که یکی از دوستان خبر آورد که کمیته‌ای‌ها دستگیری طرفداران مطرح و نشان‌دار شما را شروع کرده و به محل کمیته منتقل می‌کنند و شایعه به راه انداختند که زادسر در حال فرار است و حکم تیر نامبرده را هم صادر کرده‌اند. شرح آن قضایا که بنده چگونه خودم را به جای امنی رساندم و سرانجام با هماهنگی که مرحوم شهید سردار ترتیپ پاسدار حاج سید جواد حسینی رضوان‌الله علیه، با مقامات قضایی استان و طی یک عملیات با عزیزان و سروران سبزپوش و خودروی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به کرمان منتقل شدیم و چند روز از ماه مبارک شعبان‌المعظم را به همراه م – س ، و ط – ت، سه نفری در خانه‌ی شهر که آن روزگار دادگاه انقلاب اسلامی بود، در نمازخانه آن، میهمان مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی‌نصر «ره» بودیم.

خاطره‌ی جالبی دارم که حیفم می‌آید نگویم، روز دوم یا سوم استقرار ما در نمازخانه‌ی مکان مذکور بود که بنده به حاج آقا محمدی‌نصر گفتم حاج آقا می‌خواهم سر و صورت خود را اصلاح کنم، که نیم ساعت بعد یکی از آریشگران محترم کهنوج به نزد من آمد و گفت حاج آقا مرا فرستاده تا سر و صورت شما را اصلاح کنم. در حین کار از او پرسیدم که کیستی؟ پاسخ داد که کهنوجی هستم و اکنون شش ماه است که در بازداشت به سر می‌برم. از چیستی جرمش جویا شدم، گفت هیچ جرمی ندارم فقط و فقط تشابه اسمی بوده که آمدند سراغ من و هر چه به مأموران گفتم من آن کسی که شما دنبالش هستید، نیستم، شباهت اسمی است، توجه نکردند و مرا به اینجا آوردند و زندانی ساختند. گفتم خوب به مسؤولین مربوطه می‌گفتید، گفت تا امروز کسی را ندیدم. اکنون هم گفتند چه کسی آرایشگری بلد است؟  بنده جواب دادم من و الآن در خدمت شما هستم. خلاصه ظهر بعد از نماز به حاج آقای محمدی‌نصر گفتم این کسی را که فرستاده بودید، چنین ادعایی داشت. فردا صبح حوالی ساعت 09:00، آن زندانی بی‌گناه آمد پیش بنده و ضمن خوشحالی وصف ناشدنی، تشکر و خداحافظی کرد و رفت.

ادامه‌ی ماجرا ...

==============

مطمئن باشید که آن روحانی منظور، مرد نیست و غیرت ندارد اگر با تمام همت و توان خویش نسبت به معرفی آنان به مقامات مربوط و دستگاه قضایی اقدام نکند.ادامه . . .

نظر فرزند یکی از جهادگران مظلوم مقتول

دیدگاه‌ها   

#2 ? 1394-12-10 13:30

با سلام خدمت برادر ولایی و و بسیجی حجت الاسلام زادسر جیرفتی
حاج اقا شما که خیلی مطالب رو در خصوص این اقا میدونید چرا اطلاعرسانی نمیکنید در رسانه ها مکر در خصوص ان سه شهید بزرگوار مطالبی زو نمیدونید چرا در روزنامه های پایتخت اطلاعرسانی و افشاگری نمیکنید الان دیگه بسیاری از روزنامه های پایتخت هم فقط مطلب میخواهند دیگه خودشون پیگیر میشوند کافیه جریان اون سه شهید و اقای جهانگیری رو بهشون گوشزد کنید دیگه خودشون تا اخر میروند و لااقل همه مردم ایران خواهند دانست از کجا اب میخورد این اقا و بخاطر ایشون بوده که سه نفر مظلومانه شهید شدند
نقل قول کردن

#1 Guest 773-01-27 06:28

با سلام و درود به برادر بزرگوار و بسیجی حجت الاسلام زادسرجیرفتی

حاج اقا بنده فرزند شهید بهادر هستم از شهدای حادثه گور که شما در فرمایشاتتون فرموده بودید. و با تمام احترامی که برای شما قائل هستم این مطلب شما که افرادی که در این ماجرا دستگیر شدند بیگناه بودند کاملا مخالفم و خدمتتان عرض میکنم تمام ان افرادی که در رابطه با ان حادثه دستگیر شدند و بعدها ازاد شدند الان به نوعی تقاص کارهایشان را پس دادند و هر کدام به نوعی دارند پاسخ عملشان را میگیرند حال چه برسد به خودشان یا خانواده هشان و خود شخص بنده چند نفری از این افراد را میشناسم که واقعا خداوند یگانه مکافاتشان نمود

به هر صورت خون مظلوم پایمال نمیشه و هر زمان که باشد تقاصش گرفته خواهد شد

من تاکنون حتی شخص جناب اقای جهانگیری را نه دیده ام و نه میخواهم ببینم و نه ایشان برای ما کاری کرده اند و نه اکنون میخوام که کاری کنند ولی نسبت دادن این حادثه به ایشان کار اشتباهیست و همه شواهد و قرائن گواه چیز دیگری را میدادند

به هر صورت امیدوارم که شما هم موفق باشید در انجام وظایفتان و در انتخابات هم هر کس دلی پاک داشته باشد و هدفش جز خدمت به مردم محروم چیز دیگری نباشد رای بیتورد [بیاورد] خواه کسی باشد که من طرفدارشم خواه طرفدارش نباشم

به امید موفقیت برای شما و همهع[ی] دلسوزان نظام مقدس جمهوری اسلامی


============

==============

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

فرزند بزرگوار مرحوم مغفور و جنت مکان شهید بهادر رضوان‌الله تعالی علیه

سلام علیکم، طاعات و عبادات شما قبول درگاه حق

اجمالاً عرض می‌کنم که می‌توانم حال و هوای شما را بعد از خواندن مطلب «جهانگیری‌گوهشاهی چگونه به مجلس رفت» تصور نمایم.

1- از تازه شدن داغ پدر، بسیار محزون و پریشان شده‌اید.

2- از این‌که بعد از 30 سال، قاتل یا قاتلان ملعون و پلید والدِ ماجد و مکرمتان، و دو نفر از همکاران مظلوم و شهیدش، دستگیر و مجازات نشده‌اند سخت در حیرت، و عجب هستید!

3- با خود می‌گویید این غیر قابل باور است که جمهوری اسلامی ایران، که ملعون و معدوم عبدالمالک ریگی پلید و آدم‌کش را، در هوا دستگیر کرد، و فتنه‌های بزرگ و کور 1378 و 1388 را خاموش کرد و اخلالگران را دستگیر و مجازات کرد، چگونه است که نمی‌تواند قاتل یا قاتلین پدر مظلوم من و دو نفر دیگر از همکاران مظلومش را پیدا کرده و به دست عدالت بسپارد!

4- اگر آن چند نفر دستگیر شده، قاتل بودند چرا مجازات نشدند، اگر قاتل نبودند، چرا قاتلان کثیف و ظالم آن حادثه‌ی دهشت‌زا و خونبار، دستگیر نشده یا نمی‌شوند؟

5- برای تسکین دل دردمند و زخم خورده‌ی خودتان می‌گویید که حتماً کسانی که آزاد شدند قاتل بودند ولی پارتی داشتند و پارتی آنان خون به ناحق ریخته‌ی پدر من و همکاران مظلومش را، پایمال کرده است!

6- از خود می‌پرسید که آن روحانی که زادسرجیرفتی اشاره کرده است که با کمک او دستگیر شدگانی که به نظر من قاتل بودند، بی‌گناهی خود را به اثبات رساندند و آزاد شدند، کدام روحانی بوده است؟

7- در مرقومه‌ی خود نیز اشاره فرموده‌اید که خداوند که جای عدلی نشسته است، از آن‌ها و کسان آنان، انتقام گرفته و می‌گیرد.

8- و همانند این مواردی که ذکر شد.

اگر چنین است چند نکته را متذکر می‌گردد:

فرزند برومند مرحوم شهید بهادر، هنوز که هنوز است قامت رعنای والدِ ماجد و بزرگوار شما، رضوان‌الله تعالی علیه را، با آن جمال خداداد و موهای بور و حالت متینش که راننده‌ی ماشین سفید رنگ جهاد بود، در مقابل چشمانم زیارت می‌کنم. و شما را به جای فرزندان خودم می‌گذارم و با حس و حال آنان به حضور شریفتان عرض می‌کنم:

حرف دل بنده هم همانند حرف دل شماست، با این تفاوت که آن دستگیر شدگان را قاتل نمی‌دانم. اگر فرزند مرحوم شهید بهادر یا صاحبان خون آن دو نفر همکار پدرش، یا هر کس دیگر اعم از مسؤول و غیر مسؤول، کمترین مدرک مستندی مبنی بر قاتل بودن آزادشدگان ارائه بدهند، مطمئن باشید که آن روحانی منظور، مرد است و با غیرت. وی با تمام همت و توان خویش نسبت به معرفی آنان به مقامات مربوط و دستگاه قضایی اقدام خواهد کرد.

خداوند تبارک و تعالی هزار بار لعنت کند شخص یا اشخاصی را که اطلاع موثق و مدرک مستندی مبنی بر شناسایی قاتل یا قاتلان دارد و به مسؤولین گزارش نکرده یا نکنند.

ضمناً بنده هرگز مدعی نشدم که آقای اسحاق جهانگیری‌کوهشاهی در رابطه با قتل جهادگران عزیز و مرحوم در حادثه‌ی تلخ و خونین روستای گوِر بوده است. بنده گفته و می‌گویم که او و دوستان وی بیشترین بهره‌برداری تبلیغاتی انتخاباتی را از آن فاجعه‌ی مرگبار داشتند و سخت مظلوم نمایی کردند و در پروپگاندای غرب‌مآبانه مستقیم و غیر آن، رقیب و حریف خود را قاتل یا قاتلین آن جهادگران مظلوم معرفی کردند. ما نمی‌دانسته و نمی‌دانیم که آیا این شخص مورد اشاره، اطلاعی از ماوقع داشته است یا دارد. فقط خدا می‌داند. والله العالم

بنده همان‌گونه که در زمان نمایندگی اعلام کردم، آمادگی کامل خود را جهت همکاری برای شناسایی و به دست قانون سپردن قاتل با قاتلان سه عزیز جهادگر جیرفتی که در مدت کوتاهی قبل از برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای دوره‌ی سوم مجلس شورای اسلامی که آقای اسحاق جهانگیری‌کوهشاهی تحت لوای آن به مجلس شورای اسلامی رفت! اعلام می‌کنم. آری؛ در روستای دور افتاده‌ی گوِر از بخش ساردوئیه، توسط ده‌ها گلوله‌ی قاتل یا قاتلان کثیف و پلیدی، مظلومانه سه نفر از کارمندان جهادسازندگی وقت را کشتند. روحشان شاد و قاتل یا قاتلین آنان به دست عدالت گرفتار، انشاءالله تعالی.

با تشکر؛

طلبه‌ی بسیجی؛

علی زادسرجیرفتی

نماینده‌ی دوره های چهارم، پنجم و هفتم مردم شریف جیرفت و عنبرآباد

در مجلس شورای اسلامی

قم‌المقدسه؛ 1394/04/15
نقل قول کردن
نوشتن دیدگاه
تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید زادسرجیرفتی: مردم مسلمان با حضور یك‌پارچه در عید فطر تمام كدورت‌ها را دور ریخته و پس از یك ماه عبادت ، دل‌هایشان آماده یك زندگی مملو از معنویت و شادابی می‌شود ادامه . . . گروه استانها / حوزه همدان...

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل تمدن های تاریخی و مانا، در کنار آب ها و رودخانه‌ها، توسط کسانی که محل استقرار خود را، موطن همیشگی برگزیده اند، ساخته، پرداخته، و عالم گیر شده‌اند. بنابراین استعمال کلمه تمدن هلیل، غلط، غیرراست، و جیرفت زدا خواهد بود. احتمالآ در خاطر مبارکتان باشد که سال های سال...

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388 بنده‌ شك ‌ندارم ‌كه ‌جریان ‌نفاق، ‌كه ‌دست‌ نیاز به سوی ‌ترامپ ‌دراز كرده ‌است، هیچ آخوندی چه خوب و چه بد مثل خاتمی را، هیچ وقت قبول نداشته و ندارد، طراحان طرح آشتی ملی، به‌ چیزی ‌كمتر از سرنگونی نظام جمهوری ‌اسلامی ‌ایران و تسلط مجدد امریکا، رضایت ‌نخواهند...

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را تو در کمین نشسته‌ای تا انتقام ناکامی‌های چهل ساله‌ات را، از تار، تنبور، وافور، کاباره، رقاصه‌ها، قمار، شراب، مستی‌ها شبانه، خوردن و بردن شاهانه، و . و ...، همه و همه را، از امام و مولا و مقتدای مؤمنان و شهیدان و آزادگان، حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، بگیری، که مثل...

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری قلم و بیان زادسرجیرفتی, [21.07.17 17:35] https://www.instagram.com/p/BWzzK9djf_b/ زادسرجیرفتی: از عید سعید فطر و شعر حماسی دکتر میثم مطیعی، و سخنان امروز نماینده محترم دانشجویان، قبل از خطبه‌های نماز جمعه، بوی خوش انقلاب و عصیان اهل ولاء، علیه اشرافیگری و کداخداپرستی استشمام می‌شود. به گمانم طولی نکشد که شعار "روحانی امریکایی،...

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره ما که جزو انقلابیان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، به راه، آمان و اهدافمان، آگاه، مؤمن، مصمم و جدی بودیم، و اکنون نیز، و تا زنده هستیم ان‌شاءالله چنینیم. بنده و مانند نگارنده، یقین و ایمان داشتیم که شکنجه دیدن در راه خدا، ثواب دارد، سرباز امام زمان علیه‌السلام...

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش امریکا که مثل کشور ما که نیست که رئیس جمهور بتواند حتی خدای‌ناکرده ساز مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران را هم، کوک کند. یا عناصر مخالف اصل نظام را، مسؤولیت بدهد. یا مقابل حکومت پنهان (رهبری) امریکا بایستد، هرگز، کما...

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2)

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2) اغلاط املایی تا دلتان بخواهد. زیاد خوانده و می‌خوانیم که "خواهش می‌کنم"، را خواهشاً می‌نویسند؟ "ثانیا"، را دوماً، "ثالثاً" را سوماً، ...، "تاسعاً"، را نهماً، و قس علی هذا. حالا هرچه بگویید آقا، در زبان فارسی تنوین نداریم. شما دکتر شدید، فوق لیسانس گرفتید، نماینده مجلس بوده‌اید، باید...

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان در استخر اختصاصی فرح دیبا در کوشک، و در حال شنا و در کمال سلامت جسم و تن، دعوت حق را لبیک گفته است، و اینک کسی نمی‌تواند به سبب مرگ اینچنینی آن مرحوم، بر نظام مردمسالاری دینی، انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای عظیم‌الشأن مدظله‌العالی، انقلابیون ولایتمدار، حزب‌الله راستین، اصول‌گرایان...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ... كسانی در انگلستان موفق شدند دكترا بگیرند كه تز دكتراشان را آنان برایشان معین كرده‌اند و اطلاعات ریز را از اینان گرفته‌اند، مثلاً گفته‌اند شما تز دكترایت را راجع به ایلات و قبایل ایرانی، شما راجع به ساخت و ساز مسكن در ایران، شما راجع به عملكرد سپاه پاسداران از...