ماجرای بی‌سابقه‌ی عزل 2 ساعته‌ی فرماندار وقت جیرفت، و حیران شدن استاندار قدری چون آقای مرعشی، که در روز چهارشنبه‌ای، توسط جناب آقای علی‌محمد بشارتی وزیر کشور در آن روزگار صورت گرفت، ظاهراً یکی از وقایع اتفاقیه‌‌ی کم سابقه است اگر نگوییم در وزارت کشور بی‌سابقه می‌باشد، چهل "40" ماجرای عجیب و خواندنی از زادسرجیرفتی زادسرجیرفتی . ادامه . . .

 

 

سؤال 9-

ایا این ظلم های که به حق جنوب صورت گرفته در زمان  نمایندگی شما بود چه برخوردی می کردید؟

اگر بنده نماینده‌ی مجلس بودم اصلاً چنین ظلم‌های فاحشی صورت نمی‌گرفت، جیرفت و جنوب این‌همه مظلوم و این‌گونه غریب واقع نمی‌شدند. اگر بنده در دوره‌ی هشتم نماینده‌ی مجلس بودم، اینک به احتمال قریب به یقین جیرفت مرکز استان کرمان جنوبی بود، گازکشی خانه‌های جیرفتی‌ها و عنبرآبادی‌ها در حال انجام بود و یا تمام شده بود، باند فرودگاه جیرفت استاندارد و بین‌المللی شده بود، پروازهایش از تهران به جیرفت و بالعکس یا روزانه و یا یک روز درمیان صورت می‌گرفت، میراث فرهنگی‌اش در سازمان جهانی یونسکو به ثبت رسیده بود. دوسال پیش پل دوم هلیل به بهرهبرداری رسیده بود، بر روی ملنتی حداقل سه پل احداث شده بود، راه آهن کرمان – جیرفت – کهنوج در حال احداث بود، کار چهار خطه شدن جاده‌ی جیرفت کرمان تمام شده بود، جاده‌ی دوبانده‌ی جیرفت – کنارصندل به پایان رسیده بود، و . و  . . .،خلاصه جیرفت همچنان نامی جهانی و پرآوازه و مورد توجه داخل و خارج بود. اما افسوس و صد افسوس.

به راستی آنان که راه رفتن زادسرجیرفتی را به مجلس سد کردند، چه کردند؟ در حقیقت صدجفا در حق مردم با وفا و با صفای جیرفت و عنبرآباد، روا داشتند. اکنون نیز می‌خواهند کاری بکنند که مردم اصلاً جرات مصاحبت با زادسر را هم پیدا نکنند، چه رسد به این‌که طومار بنویسند و به زادسر دستور بدهند که زادسر ای خدمتگزار ما بیا، بیا و نوکری ما را در مجلس بازهم قبول کن، زیرا ثابت کردی که خدمتگزاری دلسوز و لایق هستی. چرا چنین جوی را به وجود آورده‌اند؟، چون می‌دانند که اگر مردم سخنان مستند و دقیق او را استماع کنند، تمام رشته‌هایی را که با انواع حقه‌های انتخاباتی مانند ؛ پول و کباب و مداحی، وعده، و دروغ و تهمت، و شایعه و بهتان و شب‌نامه و سیاه‌نامه طی یک دهه بر علیه این خدمتگزار قدیمی و صمیمی مردم، بافته‌اند، پنبه خواهد شد. بنابراین چنان کرده‌اند که مردم فقط به این بسنده کنند که حیف زادسر، جایش خالی، کاش بیاید، اما قدرت نکنند . . .، یاللعجب ازاین روزگار غدار.

چنانچه کسی باور ندارد مروری به سابقه‌­ی نمایندگی این بنده‌ی ناچیز درگاه خدا بیندازد و به امور مهمی همانند آنچه که در پی می‌آید نظری بیفکند:

1 -امنیت اجتماعی، سیاسی و شغلی و ایجاد امنیت در جنوب کرمان توسط لشکر قدرتمند ثارالله.

2 -وضعیت کشاورزی و استقلال سازمان جهادکشاورزی با پی‌گیرها و نطق‌های زادسرجیرفتی.

3-   احداث فرودگاه و برقراری پرواز مستقیم بین جیرفت و تهران که 100% مرهون نمایندگی زادسرجیرفتی هست.

4-   تأمین آب شرب جیرفت که داستان وحشتناک آن شنیدنی و نوشتنی است. (آب شرب هفتادهزار شهروند جیرفتی غیربهداشتی بود).

5-   دوبانده­ شدن جاده­ی جیرفت – کرمان، جیرفت – کهنوج و احداث جاده­ی جیرفت – بافت و ...

6-   ربایش رئیس وقت دادگستری جیرفت جناب آقای مسعود امیرمیجانی از در منزلش با بیجامه توسط اشرار و کارستانی که  این قلم انجام داد و چه محشری که در کشور به راه نینداخت.

7-   چگونگی لغو اولین پرواز رسمی فرودگاه جیرفت و قیامتی که این بیان آفرید و سرانجام هواپیما را بر خلاف مقررات جهانی و شرکت آسمان، از فرودگاه مهرآباد به پرواز درآورد و در جیرفت به زمین نشانید و تمام جیرفتی‌های بلیط در دست را به تهران منتقل کرد، از فرماندار و رئیس وقت فرودگاه بپرسید تا بزرگی و بی نظیری آن اقدام را، کمی درک کنید. آن پرواز تاریخی فقط یک مسافر داشت که بلیط هم نداشت و اسمش بود علی زادسرجیرفتی. اگر خدای ناکرده برای آن پرواز حادثه‌ای رخ می‌داد هرگز نامی از بنده در آن ثبت نشده بود تا دیگران بدانند که یکی نمایندگان مجلس هم در آن پرواز حضور داشته است.

8-   ماجرای پرواز یکصد خیر مدرسه‌ساز که چگونه در فرودگاه جیرفت به زمین نشست را از آقای منوچهر فاریابی بپرسید که هنوز که هنوز است در تاریخ کشور سابقه ندارد. آقای فاریابی مسؤول مؤسسه‌ی قلم‌چی در جنوب کرمان بود و یکصد بلیط آن خیرینی را که بیش از پنج میلیارد تومان به جیرفت کمک کردند، به مقصد بم خریداری کرده بود، ولی این نماینده‌ی سابق، آن را در فرودگاه جیرفت به زمین نشاند. در فرودگاه جیرفت، خیرین مدرسه‌ساز به من می‌گفتند هنوز باور نمی‌کنیم که در فرودگاه جیرفت هستیم، و هواپیمای مذکور بدون مسافر عازم بم شد. آن گونه که مسموع است، بیخودی که برخی از همسایگان جغرافیایی صدها میلون تومان پول برای مجلس نرفتن زادسر در اختیار دیگران نگذاشتند و بعد از انتخابات شیرینی پخش نکردند، از آقای ر - ع بپرسید.

9-   ماجرای بی‌سابقه‌ی عزل دوساعته‌ی فرماندار وقت جیرفت، و حیران شدن استاندار قدری چون آقای مرعشی، که در روز چهارشنبه‌ای، توسط جناب آقای علی‌محمد بشارتی وزیر کشور در آن روزگار صورت گرفت، ظاهراً یکی از وقایع اتفاقیه‌‌ی کم سابقه است اگر نگوییم در وزارت کشور بی‌سابقه می‌باشد، خصوصاً این‌که بنا به درخواست یک نماینده‌ی مجلس، آن‌هم ظرف زمانی دوساعت، انجام گرفت. آقای طهماسب اعظمی که در آن زمان در سازمان جهادکشاورزی شاغل بود و در همان روز چهارشنبه‌ی مورد اشاره، با تلفن، از فرماندار وقت آقای ع - ن شکایت کرد و بدین مضمون گفت : امروز صبح نامه‌ی شما را بردم که تسلیم فرماندار بکنم، آقای فرماندار نامه‌ی شما را اصلاً نگاه‌هم نکرد چه رسد به این‌که آن را بگیرد و بخواند. به او گفتم اگر لازم شد می‌آیی به تهران و شهادت می‌دهی؟، پاسخ او مثبت بود و بنده را بعد از جلسه‌ی علنی سرزده روانه‌ی وزارت کشور ساخت.  ضمناً جناب آقای اکبر امیری بنا به پیشنهاد اینجانب سرپرست فرمانداری جیرفت شد که روز بعد (پنجشنبه) جناب آقای مرعشی او را معرفی کرد.

10-دو اتفاق مهم و عجیبی که برای دو دادستان جیرفت در دوره‌های چهارم و هفتم مجلس شورای اسلامی رخ داد، نیز شنیدنی و خواندنی است، که یکی را خدا بیامرزد و دیگری را عمر دراز مرحمت فرماید.

11-استقرار کارخانه‌ی آسفالت در محمدآباد مسکون مرکز جبالبارز هم، سر دراز دارد، اگر در خاطرشان مانده باشد، از آقای م – د، و وزیر وقت راه و ترابری آقای محمد سعیدی‌کیا بپرسید، حتماً ماجرای شنیدنی‌اش را خواهند گفت.

12-خلع ید از شرکت ناتوان راه‌ساز جیرفت – کرمان – کهنوج، که کارگاه خود را در محل همان کارخانه‌ی آسفالت مورد اشاره در بند قبلی تجهیز کرده بود، از اتفاقات مهم و تاریخی دوران مسؤولیت بنده است. آری رسماً به مدیر آن شرکت گفتم اینبار که به تهران بروم، برای خلع ید از شرکت شما اقدام خواهم کرد، پرسید چرا؟، که پاسخ لازم را شنید. آمدن شرکت سیمین سپاهان که به آچار فرانسه‌ و مشکل‌گشای وزارت راه و ترابری شهرت پیدا کرده بود، و حسینیه‌ی سقدر را به خواهش بنده به یادگار گذاشت، جهت تعریض و اسفالت جاده‌ی مذکور، و همچنین جاده‌ی مهم جیرفت – کهنوج، بعد از خلع ید از آن شرکت صورت گرفت. هر کس مایل است می‌تواند موضوع را از آقای مرتضی بانک استاندار وقت کرمان جویا بشود.

13-  به نظر شما خوانندگان محترم چه اتفاق تاریخی رخ داد که به رغم مخالفت شدید برخی از مدعیان اصول‌گرایی در کرمان که مقتدر بودند و هستند، جناب آقای رئوفی‌نژاد استاندار کرمان شدند. اگر این سئوال را از نماینده‌ی دوره‌ی هفتم مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی بپرسید، داستانی شنیدنی برایتان تعریف خواهد کرد.

 14- احتمالاً قصه‌ی تلخ استعفای اجباری آقای محمدعلی شجاع‌حیدری از فرمانداری جیرفت را شنیده‌اید. اگر مستحضر نشده‌اید، امیدوار است که یک روزی شرح آن را بدانید.

 15-  چرا نماینده‌ی دوره‌ی هفتم مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی با فرماندار جیرفت شدن آقای ب - س، به شدت مخالفت کرد و به جای او آقای بهروز آمد. البته عملکرد آن آقا در انتخابات مجلس هشتم را عزیزان عنبرآبادی خود شاهد بوده‌اند. خدا کند که بالاخره عنبرآبادی‌های عزیز حداقل در جریان یکی دیگر از خدمات بزرگ زادسر به عنبرآباد قرار بگیرند.

16-چرا آقای مهندس سرحدی را که در تاریخ مدیریتی سازمان جهادکشاورزی جیرفت و کهنوج بهترین و کارآمدترین و کارشناس‌ترین رئیس سازمان مذکور تا آن زمان بود، شبانه از ریاست عزل کردند و ساعت هفت صبح جلسه‌ی تودیعش را برگزار کردند و در ماه مبارک رمضان به دروغ اعلام کردند که برای ادامه تحصیل . . . ،. حتماً مستحضر هستید که نماینده‌ی مردم جیرفت و عنبرآباد به دلیل دفاع از مظلومیت آقای مهندس سرحدی، یکی از عناصر اصلی استیضاح وزیر کشاورزی آقای اسکندری بود. ضمناً استحضار داشته باشید که چند تن از مقامات ارشد دولت نهم، از جمله یکی از وزیران مورد احترام خاص اینجانب، از من خواستند که استیضاح کنندگان آقای اسکندری را همراهی نکنم، و یکی از وزیران مطمح نظر با صراحت به من گفت : (مضمون) اگر امضایت را پس بگیری، ما هم در انتخابات بعدی مجلس (هشتم) جبران می‌کنیم، و پاسخ شنید که من اهل معامله‌ی سیاسی‌کارانه نیستم. لابد می‌دانید که دوستان قدرتمند آن وزیر سابق جبران کردند(!).

17-  جیرفتی‌های عزیز، عنبرآبادی‌های گرامی، آیا می‌دانید دلایل اسقرار اداره‌ی کل راه و ترابری جنوب، در مرکز شهر جیرفت چیست؟، همین اداره کلی که پیش قراول استان شدن جیرفت به حساب می‌آمد که زادسرجیرفتی بیش از پانزده سال لاینقطع پی‌گیر تأسیس آن بوده است، و وضعیت راه‌های روستایی و بین شهری را به کلی دگرگون کرد و اعتبارات بخش راه را به چندین برابر افزایش داد و حالا آقای . . . در تعجب و حیرت همه‌ی مردم مطلع، افتخارش را از آن خود می‌داند و هیچ یادی هم از دیگران برنمی‌تابد.  ای مردم بدانید که اگر قلب نگارنده در آن جلسه‌ی تلخ و تاریخی، آسیب ندیده بود، و روانه‌ی بیمارستان شهید رجایی تهران نشده بود، اداره کل مذکور به سرنوشتی  مبتلا می‌شد که وصفش هم برای من سخت است، و طومار استان شدن جیرفت را برای همیشه درهم می‌پیچید. آنان که  دسترسی به آقای – ن - معاون سیاسی وقت استانداری کرمان دارند از جنابش بپرسند و از او بخواهند که به موجب کلام الله مجید و با وضوء، جریان آن جلسه‌ی واقعاً تاریخی سه نفره را، که متشکل بود از آقای رئوفی‌نژاد، ایشان و زادسرجیرفتی، و موضوعش مکان استقرار اداره‌ی کل راه و ترابری جنوب، که حاصل بیش از شش سال زحمات نماینده‌ی مردم جیرفت و عنبرآباد بود، برایتان تعریف کند.

18-  علت مهم حمایت زادسرجیرفتی از آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی چه بود که بدین گناه نابخشونی، در کمین نشستگان تشنه‌ی قدرت، زادسر را تا سرحد کفر معرفی کردند و او را از فیض خدمت به مردم مسلمان محروم ساختند. و در کمال ظلم و جفا و بعضاً در لباسی مقدس و شغلی پرمسؤولیت، در جای جای جیرفت و عنبرآباد پرسه زدند و نسبت به این خدمتگزار صدیق مردم، دروغ‌های بزرگ، و بهتان‌های عظیم پراکندند و زدند، و به خیال خام خودشان، مردم را از زادسر جدا ساختند، در حالی که به خوبی می‌دانستند که دلیل عمده‌ی زادسر در حمایت از آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به جهت استان شدن جیرفت بوده است، و اگر زادسر به مجلس نرود، مبحث استان شدن جیرفت در محاق رفته و ممکن است . . .،. به فرمایش مرحوم پدر رضوان‌الله تعالی علیه، خداوند جای عدلی نشسته است، همه‌ی آنان را به خدا وامی‌گذارم.

19-برای چه زادسر ظلم‌ستیز، به خاطر دفاع از آقای ابوالقاسم شریفی که یک کارمند عادی دولت بود، با آقای دکتر کلانتری وزیر مقتدر کشاورزی دولت سازندگی مبارزه کرد.

20- منطق زادسرجیرفتی جهت ممانعت از انحلال شرکت سهامی زراعی چه بود که به آن دلیل تمام ششصد سهامدار آن شرکت را علیه خود بسیج کردو در انتخابات پنجم بیش از پنج هزار رأی را از دست داد. و بعداز انتخاب مجددش، و به رغم عدم تقاضای سهامداران که ناشی از حیا بود، به قولش عمل کرد و برای انحلال شرکت مزبور اقدام کرد و بعدها آقای ف -  ف فرماندار دوم خردادی جیرفت در حضور بیش از ده نفر از همکاران من یعنی اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی که در حال بازدید از دریاچه‌های پرورش ماهی حوالی دولت آباد بودند، بدین مضمون گفت که هرکس این شرکت سهامی زراعی را منحل کرده است، به منطقه و سهامداران خیانت کرده است. داستانش نوشتن و خواندن دارد.

21-  آیا می‌خواهید تا بدانید که چرا در انتخابات پنجم، رئیس جمهور وقت با آمدن رئیس دفترش به جیرفت و سخنرانی علیه زادسرجیرفتی در ستاد انتخاباتی رقیبش که خدا رحمتش بکند، موافقت کرده بود، و بعد از این‌که زادسر دوباره مورد لطف مردم واقع شده و به عنوان نماینده‌ی دوره‌ی چهارم و منتخب دوره‌ی پنجم با آیةالله هاشمی‌‌رفسنجانی ملاقات کرد، جناب ایشان در پاسخ به گله‌مندی زادسر، چه مطلبی را اذعان کرد؟!.

22-  چرا یکی از رؤسای جمهور سه‌گانه، در جلسه‌ای رسماً گفته بود من از زادسر می‌ترسم، و چرا آقای م - ت به جیرفت آمد و آن دروغ‌ها را بر علیه زادسر گفت و قول استان شدن جیرفت ظرف یکسال را، در ستاد آن مرحوم اعلان کرد.

23-  چرا عقل منفصل آقای خاتمی یعنی آقای ع - م، آن همه با زادسر مبارزه ‌کرد و قلم زد. آیا می‌دانید بازتاب جهانی آن سئوال زادسرجیرفتی از او در روز اخذ رأی اعتماد که پرسیده بود آقای . . .  اگر یک روزی در یک مکانی با سلمان رشدی کافر و نجس روبرو بشوی، آیا بلادرنگ او را خواهید کشت یا نه؟، چه بود.

24-  دلایل توجه خاص معاونت سابق سیاسی استانداری کرمان که تا یک قدمی استاندار شدن جلو رفته بود و ناگهان جناب آقای رئوفی‌نژاد به عنوان استاندار کرمان معرفی شد، به انتخابات حوزه‌ی انتخابیه‌ی جیرفت و عنبرآباد چه بود؟، و مسافرت‌های متعدد و غیر رسمی و به اصطلاح محرمانه‌اش به سرزمین همیشه بهار، بر چه مبنایی صورت گرفته است؟، و چرا به ظاهر عوامل دولت نهم که دوستان قدیم زادسر و بعضاً رئیس ستاد انتخاباتیش بودند، چنان کردند!. حوزه‌ی انتخابیه‌ی جیرفت و عنبرآباد، چه فرقی با سایر حوزه‌های انتخابیه‌ی استان پهناور کرمان داشت؟. چراقدرتمندان جیرفت، کرمان، و عنبرآباد آن‌گونه بی‌رحمانه به رفیق بیست‌ساله‌ی سیاسی خود تاختند و آن تعداد آرا را . . .،.

25-داستان حیرت‌آور احداث پل عنبرآباد – دریاچه را از بخشدار وقت عنبرآباد آقای بلوچی بپرسید و بگویید که به موجب کلام‌الله حقیقت را بگوید که آیا احداث آن پل و جاده‌ی میانبر آن به بلوک و فاریاب از شاهکارهای این خدمتگزار هست یا نه؟. از آقای بلوچی بخواهید که به موجب قرآن بگوید که آیا کارشناسان برجسته‌ی وزارت جهاد، وزرارت راه وترابری و دفتر مناطق محروم ریاست جمهوری، به جد مخالف احداث آن پل بودند یا خیر؟، و با صراحت و مدلل گفتند و نوشتند که احداث این پل توجیه اقتصادی ندارد. ای مردم عنبرآباد که دومین خواسته‌ی شما از زادسر بعد از ایجاد امنیت، احداث این پل بود، بدانید که می‌دانید این پل را فقط و فقط به خاطر اقتدار زادسر ساختند.

26-  قصه‌ی تلخ و شیرین جاده‌ی مهم و سرنوشت‌ساز اسفندقه – جیرفت را، از آقای ناصر مقدس زاده سئوال کنید تا بگوید که چگونه با ده میلیون تومان پول قرضی زادسرچیرفتی از وزیر وقت جهاد کشاورزی، و همت آقای مقدس زاده که در آن روزگار رئیس شرکت عشایری بودند، شروع شد. مگر دولتی‌ها زیر بار احداث جاده های جیرفت – اسفندقه، و جاده‌ی مردهک – نرگسان و کلجک می‌رفتند، به خدا قسم که پل عنبرآباد – دریاچه و جاده‌اش، و راه‌های یاده شده، فقط و فقط مرهون پی‌گیریهای 100% زادسرجیرفتی بود و بس، هر کس خلافش را ثابت کند، جایزه بگیرد.

27-  افسانه‌ شدن وضعیت پیدنکوئیه، و آبادانی فعلی‌اش را که دیگر کسی نیست که نشنیده باشد. به راستی آن مردم چگونه مردمی بودند، چه کسی داستان غم‌انگیز آنان را رسانه‌ای کرد، چه کسانی تصاویر بازدید امام جمعه، فرماندار و دیگر مقامات عنبرآباد را از پیدنکوئیه به رسانه‌ها داد، و سکوت سخت زادسر فریادگر، از بهمن‌ماه تا خردادماه سال بعد، برچه مبنایی بود؟. چرا همه‌ی کاسه و کوزه‌ها را بر سر زادسر شکستند و به پای مصاحبه‌ی زادسر در مجلس نوشتند و . . . ، و چراهای دیگر را، ای کاش نسل فعلی و آیندگان بدانند. کاش بدانید که سی‌دی آن‌ چگونه به دست روزنامه‌ی جمهوری اسلامی رسید، و بدانید چرا زادسر در برابر پرسش خبرنگاراران امور مجلس چاره‌ای به جز تأیید مطلب روزنامه‌ی مذکور نداشت.

28-  به چه دلیل شهرستان شدن عنبرآباد که اساس شهرستان شدن سه شهرستان دیگر در جنوب کرمان شد، یکی از بزرگترین افتخارات کاری زادسر و بیت‌الغزل تدبیر و پشتکار گیری او می‌باشد؟. زادسر به چه مجوزی در دوره‌ پنجم بر سربرگ نمایندگی‌اش نوشت ؛ «زادسرجیرفتی نماینده‌ی مردم شریف جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی»، در حالی که شهرستان شدن عنبرآباد در دوره‌ی ششم و مرحوم دکتر فرخی نماینده‌ی میان‌دوره‌ای جیرفت، رسماً اعلام شد.

29-  جاده‌ی جیرفت - دلفارد – ساردو – بافت، که چه ماجراها دارد و دوران وزارت سه وزیر و بازدیدهای آنان را به یاد دارد. به خاطر این جاده چه تبلیغ‌های متضاد که بر علیه زادسر گفتند و نوشتند و چه سخنرانی‌های ضد هم در ساردو و جبالبارز و عنبرآباد و بلوک ایراد کردند، و به طرق مختلف زادسرجیرفتی را محکوم می‌کردند.

30-  جاده‌ی جیرفت – سربیژن – راین و جاده‌ی جیرفت – ساردو – حسین‌آباد (گدار خیموکی) – راین، که دل زادسر را به درد آوردند، ماجراها دارند، من در صحن امامزاده‌ سلطان سیداحمد درب‌مزار سلام‌الله علیه خطاب به مردم ساردوئیه عرض کردم اگر در دوره‌ی ششم زادسرجیرفتی نماینده مجلس بشود، جاده‌ی جیرفت ساردوئیه – حسین آباد(گدار خیموکی) – راین احداث می‌شود، و اگر کس دیگری بشود، آن جاده‌‌ای را که شما به حق با احداث آن مخالفت کرده‌اید و برخی از اهالی محترم به حسین‌آباد رفته و با دست‌اندرکاران شرکت درگیر شده و . . .، ساخته خواهد شد و آن همه زمین‌های بایر را که از قرار مسموع برخی از قدرتمندان به ظاهر خریداری کرده‌اند، دایر و به باغ پسته و . و . . .، تبدیل می‌کند و شما  . . .،.

بله اگر در دوره‌ی هفتم هم زادسر را به مجلس نفرستاده بودند، آن جاده‌‌ی گدار خیموکی که جاده‌ی سربیژنی را با پول آن و به جای آن و به اسم آن احداث کردند، هرگز با این کیفیت ساخته نمی‌شد. تفاوت این دو جاده فقط چند کیلومتر بیشتر نیست، اما احداث آن یکی به ناحق، آبادانی بخش بزرگ ساردوئیه و ده‌ها روستای دوطرف جاده‌ی اصلی مورد نظر را . . . ،.  

31- داستان غم‌انگیز و شرم‌آور فروش بیش از سه هزار هکتار زمین‌های زیر سد جیرفت به غیر جیرفتی‌ها، و نقشی که زادسر در مجبور کردن مسؤولین مربوط به واگذاری آن‌ها به خود بومی‌های جیرفتی ایفا کرد، در تاریخ جیرفت ثبت و ضبط شده است. اما افسوس که جیرفتی‌ها حمایت نکردند و حاضر نشدند از اقدامات شجاعانه و کم‌نظیر خدمتگزار خودشان در خانه‌ی ملت حمایت بکنند.

32- استاندار شدن دکتر دهمرده را بعد از انتخابات هشتم مجلس، و آن همه تلاش جدی و اعتقادی و فوری حضرتش برای مستقل شدن ادارات کل جنوب در جیرفت و تأسیس دانشگاه علوم پزشکی جیرفت را، از خود استاندار محترم فعلی لرستان بپرسید، که حق بزرگ به گردن زادسرجیرفتی و همه‌ی جنوبی‌های استان کرمان دارد، ولی ای دریغ و صد دریغ.

33-یکی دیگر از خاطرات جالب و غریب زادسر از دوران وکالتش، شکایت بی‌ربط رئیس دادگستری جیرفت، و شکایت غیرقابل توجیه رئیس دادگاه انقلاب جیرفت، در اوایل نمایندگی‌ام  در دوره‌ی هفتم مجلس شورای اسلامی، به دادگاه ویژه‌ی روحانیت می‌باشد، و موارد بی‌پایه و غیرمستندی را که مطرح کرده بودند. عبارات اتهامات آن دو رفیق خاص، و متن دفاعیات این طلبه‌ی مظلوم و صداقت‌پیشه و درست‌کردار، برای همگان جالب است، مخصوصاً برای مردم جیرفت، عنبرآباد و جنوب استان و شمال آن و مرکزش کرمان. ممکن است روزی متن هر دو آن‌ها را به همراه حکم حق‌مدارانه‌ی دادگاه محترم ویژه روحانیت که بی اساس بودن موارد مطروحه‌ی این دو قاضی قدیمی بر علیه برگزیده‌ی مردم در مجلس هفتم، ثابت و تصریح کرده است، منتشر کنم. اگر کسانی به غیر ازاین گفته و یا بگویند، دروغ‌گویانند، دروغ‌گویانی گنده.

34-دیگر نکته‌ی جالب و به یادمانی از دوران نمایندگی اینجانب، لغو اخذ عوارض از خرمای جیرفت در یکی از شهرستان‌های دیگر استان که ذکر آن باید قابل توجه باشد برای جیرفتی‌ها، کهنوجی‌ها، عنبرآبادی‌ها، منوجانی‌ها، قلعه‌گنجی‌ها، رودباری‌ها و فاریابی‌ها، و بلوکی‌ها که جالب و به یادماندنی است.

35 –ممانعت از عزل معاونت وقت عمرانی استانداری کرمان از روی تخت بیمارستان شهید رجایی تهران، یکی دیگر از اقدامات شگفت نماینده‌ی مردمی جیرفت و عنبرآباد در دوره‌ی هفتم مجلس شورای اسلامی می‌باشد، که تفصیل آن در این مجال نشاید. زادسر در بیمارستان بستری بود و تذکرات قانونی‌اش به رئیس جمهور و وزیران از بلندگوی مجلس توسط رئیس قرائت می‌گردید.

36 –پی‌گیری موفقیت‌آمیز برکناری امام جمعه‌ی بسیار هتاک مدینه‌ی منوره، از دیگر شاهکارهای خدمتگزار مردم جیرفت و عنبرآباد بوده است. همان ملعونی که به مقامات ارشد نظام مقدس جمهوری اسلامی و مکتب رهایی‌بخش شیعه جسارت کرده بود، یکی از اقدامات بسیار مهمی که نماینده‌ی مردم جیرفت و عنبرآباد با تمسک به ریاست دوره‌ای جمهوری اسلامی ایران بر سازمان کنفرانس اسلامی انجام داد، عزل آن عنصر پلید از امامت جمعه‌ی مدینة‌النبی بود.

37 –پی‌گیری شدید و پرتوفیق زادسرجیرفتی برای زهکشی از شهر زابل و دستور صریح جناب آقای خاتمی رئیس جمهور وقت به خانم ابتکار و آقای عبدالله نوری و اعزام اورژانسی این دو به منطقه‌ی زابل و اختصاص بیش‌از ده زهکش قوی و بزرگ و جدید جهت زهکشی زابل از اقدامات بسیار مهم برگزیده‌ی جیرفتی‌ها و عنبرآبادی‌ها در مجلس شورای اسلامی بود.

38 –مصوب شدن پیشنهاد بسیار بسیار مهم و حیاتی اینجانب جهت احداث راه‌آهن کرمان – جیرفت – عنبرآباد – کهنوج که توسط برادر عزیزم جناب آقای دکتر باقری‌لنکرانی نماینده‌ی تام‌الاختیار هیأت دولت به جیرفت و عنبرآباد در سفر اول دولت نهم، مطرح شد و دفاع مشرفانه و دلسوزانه‌ی او که مبتنی بود بر گزارشات کارشناسانه و عاشقانه‌ی این خدمتگزار، که به تصویب رسید، حالا از گرد راه رسیدگانی که از دور دستی بر آتش گرفته‌اند، به قول ما روسائی‌ها، کرکری می‌خوانند و زحمات طاقت فرسای نوکر دوازده سال رسمی و قریب به بیست‌وپنج سال غیر رسمی مردم جیرفت و عنبرآباد را، فراموش کرده‌اند.

39 –ماجرای شگفت‌انگیز و پیچیده‌ی آن مارکسیست معروف و اخراجی از دانشگاه تهران، و تغییر دادن نام میدان ستاد را که به اسم نحس آن عنصر کذایی«مجیدزاده»، مشخص کرده بودند، به نام مقدس "شهدای گمنام". ایضاً جلوگیری از غالب شدن عنوان جعلی «حوزه‌ی فرهنگی هلیل»، به جای نام مبارک و تاریخی "جیرفت"، از افتخارات بس بزرگ زادسرجیرفتی است که تعصب او به زادگاهش زیانزد خاص و عام بوده و هست.

اگر فقط همین یک اقدام را کرده باشم دین جیرفت را ادا کردم. بعدها معلوم می‌شود که چه قیامتی به پا کرده‌ام و چه خطری را به جان خریده‌ام، و با چه گروه‌های درگیر شده و چگونه با باندی که می‌خواست اسم جیرفت را از زبان محاورات مردمی و دفاتر دیوانی استان و کشور حذف کند، چهارسال جنگیده‌ام و به فضل الهی سرانجام پیروز شده‌ام، اگرچه به مجلس بعدی راهم ندادند. آنان جیرفت را بچه‌ی آن مارکسیستی که گرگی در لباس میش بود، معرفی می‌کردند که با نهیب زادسر مواجه شدند که جیرفت مادر مجیدزاده است و او شهرتش، ثروتش، موقعیت کنونی و عناوینش را از برکت جیرفت به دست آورده است، و غریو فریاد زادسر، لرزه بر اندام او و رفیق شفیقش آقایان ع – ک، و ج - ک می‌انداخت. بنده تحلیل می‌کنم چون احساس کردند بحث استان شدن جیرفت هر روز جدی‌تر می‌شود، می‌خواستند اسم جیرفت را با آن عنوان "من‌درآوردی"، تغییر بدهند، زیرا نمی‌توانند کرمان را بدون جیرفت و جنوب تصور بکنند.

40 – - مردم عزیز و شریف جیرفت و عنبرآباد خصوصاً جوانان برومند و رشید، در چهلمین بند این چله‌گویی، یک گفتنی مهمی را به زبان قلم می‌سپارم که در تاریخ سیاسی ایران و احتمالاً جهان در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، نمونه ندارد و منحصر به فرد است و آن حضور آگاهانه، داوطلبانه و شگفت انگیز تعداد زیادی از خلبان‌ها و دیگر هوانوردان شریف و زحمتکش کشور عزیزمان ایران اسلامی، در انتخابات هشتمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی در آخرین سخنرانی تبلیغاتی زادسرجیرفتی در ستادمرکزی انتخاباتی‌اش، می‌‌باشد، بنا به پیشنهاد و ابتکار، هزینه‌ی خودشان صورت گرفت، دانستنش برای شما و آیندگان ضروری است. بنده افتخار می‌کنم که چنین اتفاق مهمی را درک کرده‌ام در حالی که حتی چنین موضوعی در ذهن و خیالم هم مطرح نشده بود.

 اما مردم عزیز، رشید و بصیر جیرفت و عنبرآباد خود شاهد بودند که مخالفان از خدا بی‌خبر زادسر با این اتفاق بی‌نظیر و مثال زدنی و افتخارآمیز، چه برخوردزشت، و وحشیانه‌ای کردند و در شب‌نامه‌های سراسر دروغ و بهتانشان‌، چها که ننوشتند، که آدمی از گفتن آن‌ها شرم دارد، و از نوشتن‌شان حیا می‌کند.

حالا خدمت به خانواده‌های معظم شهدای عظیم‌الشأن، کمک گسترده به مستمندان آبرومند، مسافرت‌های متناوب و متعدد که بعضاً هفته‌ای سه بار هم از تهران به جیرفت و سه بار هم بالعکس انجام می‌گرفت، هیچ نامه‌ای را بی‌پاسخ نخواندن، و هیچ تلفنی را بدون جواب نگذاشتن و هزاران کار دیگر را نمی‌شود در این مختصر گنجاند. و از همه مهم­تر عملکرد اینجانب را در رابطه طرح شایعه زلزله درجیرفت را بررسی کنید که کار به آنجا رسید که جناب آقای مهندس سعیدی‌کیا وزیر متدین سابق مسکن و شهرسازی می­گفت:

«آقای زادسر، زلزله در جیرفت نیامده تو در دولت زلزله به­پا کرده­ای، وای به روزی که خداناکرده در جیرفت و یا عنبرآباد زلزله بیاید.

ای دریغا که روزگار هرگز فرصت انتقال و انعکاس خدماتم را به مردم عزیز و شریفم که ولی نعمتانم هستند، نداد که نداد.

در پایان این بخش متذکر می‌گردد که اگر کسی منصفانه نظری بیفکند درمی‌یابد که با ادامه نمایندگی زادسرجیرفتی، هرگز جیرفت و جنوب به چنین سرنوشتی مبتلا نمی­شدند.

چنانچه کسی موارد مذکور را باور ندارد، مستند و با مشخصات کامل و نشانی و با شماره‌ی تلفن دلایل رد خود را مرقوم بفرماید تا  پاسخ‌های مستند و غیرقابل خدشه به همراه اسناد تاریخی موارد مورد ادعا را به محضر شریف خوانندگان تقدیم بداریم.

در این فرصت مغتنم از همه‌ی مردم جیرفت، عنبرآباد، کهنوج، قلعه‌گنج، منوجان، رودبار و فاریاب و استان کرمان و کل کشور، و ایضاً مدیران سطوح مختلف، فرمانداران، بخشداران، استانداران، ده‌داران، سران قوا، وزیران، معاونان، رؤسای سازمان‌ها، ادارات و خلاصه همه و همه، به جهت قصورات و یا تقصیراتم، عذر می‌خواهم و حلالیت می‌طلبم و بابت همکاری‌هایی که مبذول فرموده‌اند، صمیمانه تشکر و خاضعانه سپاسگزارم. همگان تصدیق می‌فرمایند که برای امور مزدم مسلمان بوده است. شهادت می‌دهند که شخصی و باندی نبوده است. و تأیید می‌کنند که هرگز از آنان چیزی برای خود و خانواده‌ام درخواست نکرده‌ام. همه مرا ببخشید و حقیقتاً حلالم بکنید. خدا شما و همه‌ی بندگانش و من شرمنده و عذرخواه را، مورد لطف و کرمش قرار بدهد، بمنه و کرمه ببخشید انشاءالله.

10- خیانتکار سیاسی یعنی چه؟

ادامه دارد . . .

===================

ميدان مسأله دار!(خبر ويژه) كيهان شماره 17953

نام يوسف مجيدزاده كه هم اينك مشغول پژوهش هاي باستان شناسي در جيرفت است در حالي بر روي ميداني در اين شهرنشسته كه نامبرده جزو اساتيد پاكسازي شده مي باشد. تشبيه اذان به صداي حيوانات توسط وي در سالهاي اوليه پيروزي انقلاب خشم دانشجويان رابرانگيخته بود.  http://taktirandaz1.persiangig.com/image/1h.jpgادامه‌ . . .

مبارزات زادسرجيرفتی با جريان يك ماركسيست اخراجی از دانشگاه تهران ادامه . . .

=====

چهل سؤال "کمنزیل" و چهل پاسخ "زادسرجیرفتی

   

با صدایی بلند فریاد می‌زنم بحث فرمانداری ویژه را برای جیرفت قبول نداشته و ندارم، آن را مقدمه‌ی منتفی دانستن مرکز استان شدن می‌دانم، و هرگز خواهان آن نبودم و بعدازاین هم فقط می‌گویم جیرفت باید مرکز استان جنوبی کرمان بشود ولا غیر،

چهل"40"سؤال"کمنزیل"وچهل"40"پاسخ "زادسرجیرفتی"(پرسش‌گر و تنظیم کننده : علی مختاری)http://www.fardanews.com/files/fa/news/1387/6/17/22300_619.jpgادامه . . .

دیدگاه‌ها   

#4 neda 1392-03-13 16:13

حیف صد حیف که سردار برومندی همچون زادسر را نماینده نکردیم
نقل قول کردن

#3 حسين احمدي زاده 1391-12-25 08:32

سلام حاجي:امروز به خبرها در دنياي مجازي نگاهي مي انداختم خبري دلم را شكست وجاي خاليت را در مجلس براي سكانداري نمايندگي جيرفت عزيز احساس كردم!!!!و خواهش ميكنم با قلم توانمندت جوابيه اي براي اين خبر صادر فرماييد...خبرگزاري سايت انتخاب كد خبر101146مورخ23اسفند1391 با عنوان استان خرداد كجاست؟/استانهايي كه در آينده نامشان را خواهيد شنيد..

=====
=====
=====
استان خرداد کجای ایران است؟
در آخرین ماه‌های دولت دهم، ورامین یک قدم تا استان شدن فاصله دارد. طرحی که البته وزیر کشور آن را شایعه می‌داند اما نمایندگان مجلس می‌گویند تا اجرایی شدن فاصله زیادی ندارد.

صنعت بیمه - ورامین مدت‌هاست انتظار استان شدن را می‌کشد؛ انتظاری که اگر تا خردادماه آینده به پایان برسد ورامین را دومین استان جدید در کارنامه دولت دهم و سی و دومین استان کشور لقب خواهد داد.



سیدحسین نقوی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس می‌گوید که منطقه دشت ورامین در حال حاضر ظرفیت و استعداد استان به مرکزیت ورامین را دارد. این ظرفیت هم به لحاظ جغرافیایی فراهم است و هم به لحاظ جمعیتی و نیز ملاحظات سیاسی و امنیتی، چرا که این منطقه به کویر متصل است و آزادراه‌های بزرگی مثل آزادراه امام رضا (ع) و آزادراه قم- گرمسار از این خطه عبور می‌کند که متصل کننده شمال و جنوب کشور است.



استانی که نقوی از آن صحبت می‌کند، شامل شهرستان‌های ورامین، پاکدشت، قرچک و پیشوا می‌شود، اما هفته گذشته، مصطفی محمد نجار، وزیر کشور در حاشیه جلسه هیات‌دولت گفته بود جدا شدن ورامین از تهران و ایجاد استان خرداد شایعه است. جمله‌ای که نقوی دیروز در خبرنگاران آن را رد کرد و گفت: «مجلس به دولت پیشنهاد داده و ظرفیت‌های تشکیل استان در منطقه را هم به آنها ارائه کرده است. البته این ظرفیت‌ها به استانداری هم ارائه شده. از برخی منابع هم در استانداری و هم در دولت پاسخ‌های مثبتی برای استان دریافت کرده‌ایم. به ما اعلام کرده‌اند که کار مطالعاتی در این زمینه انجام می‌شود، این حد نهایی کار است که تاکنون انجام شده.»



چه زمانی یک استان تشکیل می‌شود؟

بر اساس قوانین تقسیمات کشوری، «وزارت کشور بنا به ضرورت می‌تواند با تصویب هیات وزیران با انتزاع و الحاق روستاها، بخش‌ها یا شهرستان‌های مجاور، استان‌ها را تعدیل نماید مگر آنکه به تصویب مجلس شورای اسلامی، ایجاد استان جدید ضروری شناخته نشود.»



ماده 9قانون تقسیمات کشوری می‌گوید که استان جدید باید حداقل یک میلیون نفر جمعیت داشته باشد و مرکز استان یکی از شهرهای همان استان باشد که مناسب ترین کانون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، طبیعی و اجتماعی آن استان شناخته می‌شود.



ورامین و شهرهای اطرافش یعنی پاکدشت، قرچک و پیشوا این ویژگی را دارند و از سال‌ها قبل درخواست استان شدن این منطقه به دولت ارائه شده بود. اما از زمانی که کرج و شهرهای اطراف آن به عنوان استان معرفی شد، این بحث خیلی جدی‌تر از گذشته سر زبان‌ها افتاد تا نهایتا، در آخرین ماه‌های دولت دهم پیشنهاد استان شدن ورامین مورد مطالعه قرار گیرد.



حجت الاسلام سید محسن محمودی، امام جمعه موقت ورامین فشارهای سیاسی و اقتصادی مردم ورامین در تاریخ را دلیل این درخواست می‌داند و می‌گوید: ورامین به خاطر قیام خونین 15خرداد و دفاع از مرجعیت و ولایت بیش از 15 سال غضب و خشم رژیم طاغوت را به جان خرید و محرومیتی وصف ناشدنی داشت. آیا وقت آن نرسیده آن جفاها و ظلم‌های رژیم پهلوی را نظام اسلامی جبران كند و تا زمانی كه این منطقه تبدیل به استان نشود این ظلم جبران نمی‌شود، به همان دلیلی كه قم استان شد و به این وسیله ظلم طاغوت به این دیار تا حدودی جبران شد، ورامین هم باید به استان تبدیل شود.»



چرا «خرداد»؟

تقریبا از دو دهه قبل استان‌های جدیدی که روی نقشه مشخص می‌شوند با بهانه‌های جغرافیایی و تاریخی شان در دوره معاصر نام می‌گیرند. خراسان وقتی به سه بخش تقسیم شد، بر اساس موقعیت جغرافیایی استان هایش «خراسان شمالی» و «خراسان جنوبی» نام گرفت و بخش سوم این منطقه به دلیل وجود حرم امام رضا (ع) خراسان رضوی نامیده شد. استان البرز هم به دلیل قرار گیری در دامنه بلندترین قله ایران این نام را گرفت و حالا استان خرداد قرار است به خاطر وقایعی که در خردادماه سال 1342 در ورامین اتفاق افتاد، «خرداد» نام بگیرد. در 15خرداد آن سال مردم ورامین در واکنش به دستگیری امام خمینی(ره) کفن پوش به سمت تهران حرکت کرده بودند که نیروهای نظامی آن‌ها را به گلوله بستند.



نقوی می‌گوید: «تعیین نام دست ما نیست، یک کمیته‌ای در وزارت کشور وجود دارد که نام را تعیین می‌کند اما ما نام خرداد را برای استان پیشنهاد داده‌ایم، چون معتقدیم عامل وحدت این منطقه قیام 15 خرداد سال 1342 است که از بخش جوادآباد، پیشوا و ورامین آغاز شده و در قرچک رخ داده است.»



نقوی معتقد است «مردمی که به واسطه حرکت شجاعانه 15 خرداد 42 مورد بغض و خشم رژیم طاغوت واقع بودند امروز هم در محرومیت به سر می‌برند» و استان شدن دشت ورامین می‌تواند نقطه شروعی بر محرومیت زدایی در این منطقه باشد.



استان‌هایی که شاید بعدها نامشان را بشنوید

به جز ورامین که در یک قدمی استان شدن قرار گرفته، چند شهر دیگر هم هستند که واجد شرایط استان شدن هستند و مردم شان این درخواست را به وزارت کشور ارائه کرده اند. این‌ها شاید استان‌هایی باشند که در دولت‌های بعدی به رسمیت شناخته شوند:



استان کاشان

کاشان هم به دلیل جاذبه‌های گردشگری و زمینه‌های تاریخی، راهبردی، صنعتی، علمی و فرهنگی ای که دارد، درخواست جدایی از اصفهان و مستقل شدن را مطرح کرده است. طرح استان شدن این شهر در دولت نهم کمی جدی‌تر از بقیه طرح‌ها مطرح شده بود و احمدی‌نژاد در سفری که دو سال قبل به این شهر داشت، از مردم خواست جمعیت‌شان را بیشتر کنند تا استان شوند. او گفته بود: «یک ایراد قانونی وجود دارد و آن بحث جمعیت است که البته سه راه وجود دارد. یک راه آن فقط دست شماست و راه دیگر آن دست مجلس است و راه دیگر آن نیز تلفیقی است. همفکری کنید و یک راه پیدا کنید... چه چیزی بهتر از این که به جای 300 هزار کاشانی انقلابی و مومن، یک میلیون کاشانی نجیب داشته باشیم؟» کاشان در حال حاضر فرمانداری ویژه دارد.



استان خلیج فارس

پیشنهاد تشکیل استان خلیج فارس اما در اردیبهشت ماه 91 در مجلس مطرح شد. ولی اسماعیلی، عضو کمیسیون شوراها و سیاست داخلی مجلس خواسته بود در آﺳﺘﺎﻧﻪ روز ملی خلیج فارس اﺳﺘﺎن ﺗﻮرﯾﺴﺘﯽ ﻓﺮھﻨﮕﯽ ﺧﻠﯿﺞ ﻓﺎرس که در بر گیرنده جزایر استان هرمزگان است تشکیل شود و مرکز آن ابوموسی باشد. اگر چنین اتفاقی بیفتد، جزایر قشم و کیش و بنادر لاوان، لنگه، سیری، جزایر تنب بزرگ و تنب کوچک از شهرهای این استان خواهند بود.



استان زاگرس

استان زاگرس هم ایده دیگری است که اهالی لرستان آن را مطرح کرده‌اند تا با مرکزیت بروجرد در شرق لرستان فعلی تشکیل شود. استانی که البته درباره نام آن اتفاق نظر زیادی وجود ندارد و به نام‌های بوستان، بروجرد و لرستان شرقی هم از آن نام برده شده‌است.



طرح اولیه تشکیل این استان در سال ۱۳۷۵ و هنگام سفر رئیس جمهور وقت، آیت الله هاشمی رفسنجانی به بروجرد ارائه شد. 4سال بعدنمایندگان بروجرد، ملایر و نهاوند به وزارت کشور نامه ای رسمی نوشتند و خواستار تشکیل استانی جدید با مشارکت این سه شهرستان شدند.



در دومین دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی باز هم زمزمه‌های استقلال اداری بروجرد و تشکیل استان زاگرس مطرح شد و در نهایت در سال ۱۳۸۹، بعد از تشکیل استان البرز باز هم این بحث به مجلس آمد و این بار علاءالدین بروجردی و هادی مقدسی نمایندگان بروجرد در مجلس از رئیس جمهور تقاضای تاسیس استان زاگرس را مطرح کردند. درخواستی که البته تا الان مورد بررسی جدی قرار نگرفته است.



استان زاگرس اگر تشکیل شود به احتمال زیاد شامل شهرهای نهاوند، بروجرد، ملایر، دورود، ازنا و الیگودرز خواهد بود.



استان بم

طرح این استان به وزارت کشور داده شده و در صورتی که بم استان شود، نواحی جنوبی و شرقی استان کرمان از آن جدا خواهد شد و استان بم را به مرکزیت شهر بم تشکیل خواهند داد. طرح تبدیل بم به استان را سال گذشته موسی غضنفرابادی، نماینده مردم بم در مجلس شورای اسلامی مطرح کرده و گفته بود: «چنانکه قصدی بر تقسیم استان کرمان وجود داشته باشد شرق استان کرمان با چهار شهرستان بم، ریگان، فهرج، و نرماشیر با توجه به زیر ساخت‌های موجود و جمعیت زیاد منطقه لازم به عنوان استان مستقل تحت استان بم لحاظ شود در غیر این صورت شاهد تنش‌های شدیدی در منطقه خواهیم بود.»



البته به جز این، جنوب نشینان کرمان هم به مستقل شدن چشم دارند و در طرحی که به نام استان کرمان جنوبی ارائه کرده اند، خواستار تشکیل استانی شده‌اند که مرکز آن جیرفت است.



استان خوزستان شمالی

ایده این استان را اولین بار نماینده مردم دزفول در مجلس مطرح کرد. سید احمد آوایی گفته بود با توجه به این که دزفول دومین شهر پرجمعیت استان خوزستان است و جمعیت این شهر در کنار ایذه، شوش، شوشتر، مسجد سلیمان، اندیمشک، گتوند و لالی بیش از یک میلیون نفر می‌شود، می‌تواند مرکز استان خراسان شمالی قرار گیرد.



استان سربداران

این نام استانی است که مدت‌هاست مردم سبزوار درخواست تشکیل آن را دارند. تقریبا از همان زمانی که استان خراسان به سه بخش شمالی، رضوی و جنوبی تقسیم شد و بازاریان سبزوار در اعتراض به طرح تقسیم خراسان مغازه هایشان را تعطیل کردند و به این اتفاق واکنش نشان دادند. با این حال جمعیت کم سبزوار و شهرستان‌های اطرافش یکی از بزرگترین دلایل استان نشدن این منطقه بوده است.



استان شاهرود

شاهرودی‌ها هم مدتی است درخواست استان شدن دارند. کاظم جلالی نماینده دوره هشتم و نهم مجلس که طرح این استان را در مجلس هم پیشنهاد داد، معتقد است وسعت زیاد شهرستان شاهرود در مقایسه با استان‌هایی مثل گیلان، مازندران، تهران، قم و قزوین و همچنین موقعیت آن در اتصال شرق به غرب و شمال به جنوب کشور دلایل خوبی برای شکل گیری استان شاهرود هستند. ضمن این که جمعیت شاهرود از جمعیت شهر سمنان هم بیشتر است.



استان گلشن

اگر طرح شکل گیر استان گلشن مورد تایید قرار گیرد، شهرستان‌های طبس از استان یزد، خور و بیابانک از استان اصفهان و بشرویه از استان خراسان جنوبی با یکدیگر یک استان جدید را تشکیل خواهند داد که مرکز آن شهر طبس خواهد بود. این طرح را اولین بار محمد کریم عابدی نماینده مردم طبس، فردوس، سرایان و بشرویه در مجلس مطرح کرد ولی هنوز به طور جدی به آن پرداخته نشده است.



استان مازندران غربی

اگر قرار باشد استان مازندران غربی شکل بگیرد، باید شهرستان رودسر از استان گیلان به همراه شهرستان‌های رامسر، تنکابن، عباس آباد، چالوس، نوشهر و نور و رویان از استان مازندران جدا شوند و با مرکزیت تنکابن این استان را تشکیل دهند. زمزمه‌های شکل گیری استان مازندران غربی اولین بار در همایش توسعه علمی غرب مازندران مطرح شد. دلیل ایجاد چنین استانی هم فاصله زیاد غرب مازندران تا مرکز استان و عدم رسیدگی مشکلات مردم منطقه در مرکز استان اعلام شده بود. با این حال، مخالفت‌های معاونت سیاسی امنیتی استانداری مازندران مانع از به کرسی نشستن حرف نمایندگان این استان در مجلس شده است.



به جز این استان ها، طرح تشکیل استان کردستان شمالی به مرکزیت بوکان، استان لارستان به مرکزیت لار و استان تالش به مرکزیت آستارا هم تا به حال در مجلس مطرح شده که هنوز بررسی جدی روی آنها صورت نگرفته است.



منبع: خبرگزاری مهر
نقل قول کردن

#2 جیرفتی 1390-11-06 18:24

سلام

خوش امدی

http://baser101.arisfa.com/
نقل قول کردن

#1 تقی 1390-10-30 14:06

حالا تو تا صبح هی بگو ، کجا بوده رای ؟!
نقل قول کردن
نوشتن دیدگاه
تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید زادسرجیرفتی: مردم مسلمان با حضور یك‌پارچه در عید فطر تمام كدورت‌ها را دور ریخته و پس از یك ماه عبادت ، دل‌هایشان آماده یك زندگی مملو از معنویت و شادابی می‌شود ادامه . . . گروه استانها / حوزه همدان...

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل تمدن های تاریخی و مانا، در کنار آب ها و رودخانه‌ها، توسط کسانی که محل استقرار خود را، موطن همیشگی برگزیده اند، ساخته، پرداخته، و عالم گیر شده‌اند. بنابراین استعمال کلمه تمدن هلیل، غلط، غیرراست، و جیرفت زدا خواهد بود. احتمالآ در خاطر مبارکتان باشد که سال های سال...

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388 بنده‌ شك ‌ندارم ‌كه ‌جریان ‌نفاق، ‌كه ‌دست‌ نیاز به سوی ‌ترامپ ‌دراز كرده ‌است، هیچ آخوندی چه خوب و چه بد مثل خاتمی را، هیچ وقت قبول نداشته و ندارد، طراحان طرح آشتی ملی، به‌ چیزی ‌كمتر از سرنگونی نظام جمهوری ‌اسلامی ‌ایران و تسلط مجدد امریکا، رضایت ‌نخواهند...

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را تو در کمین نشسته‌ای تا انتقام ناکامی‌های چهل ساله‌ات را، از تار، تنبور، وافور، کاباره، رقاصه‌ها، قمار، شراب، مستی‌ها شبانه، خوردن و بردن شاهانه، و . و ...، همه و همه را، از امام و مولا و مقتدای مؤمنان و شهیدان و آزادگان، حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، بگیری، که مثل...

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری قلم و بیان زادسرجیرفتی, [21.07.17 17:35] https://www.instagram.com/p/BWzzK9djf_b/ زادسرجیرفتی: از عید سعید فطر و شعر حماسی دکتر میثم مطیعی، و سخنان امروز نماینده محترم دانشجویان، قبل از خطبه‌های نماز جمعه، بوی خوش انقلاب و عصیان اهل ولاء، علیه اشرافیگری و کداخداپرستی استشمام می‌شود. به گمانم طولی نکشد که شعار "روحانی امریکایی،...

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره ما که جزو انقلابیان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، به راه، آمان و اهدافمان، آگاه، مؤمن، مصمم و جدی بودیم، و اکنون نیز، و تا زنده هستیم ان‌شاءالله چنینیم. بنده و مانند نگارنده، یقین و ایمان داشتیم که شکنجه دیدن در راه خدا، ثواب دارد، سرباز امام زمان علیه‌السلام...

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش امریکا که مثل کشور ما که نیست که رئیس جمهور بتواند حتی خدای‌ناکرده ساز مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران را هم، کوک کند. یا عناصر مخالف اصل نظام را، مسؤولیت بدهد. یا مقابل حکومت پنهان (رهبری) امریکا بایستد، هرگز، کما...

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2)

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2) اغلاط املایی تا دلتان بخواهد. زیاد خوانده و می‌خوانیم که "خواهش می‌کنم"، را خواهشاً می‌نویسند؟ "ثانیا"، را دوماً، "ثالثاً" را سوماً، ...، "تاسعاً"، را نهماً، و قس علی هذا. حالا هرچه بگویید آقا، در زبان فارسی تنوین نداریم. شما دکتر شدید، فوق لیسانس گرفتید، نماینده مجلس بوده‌اید، باید...

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان در استخر اختصاصی فرح دیبا در کوشک، و در حال شنا و در کمال سلامت جسم و تن، دعوت حق را لبیک گفته است، و اینک کسی نمی‌تواند به سبب مرگ اینچنینی آن مرحوم، بر نظام مردمسالاری دینی، انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای عظیم‌الشأن مدظله‌العالی، انقلابیون ولایتمدار، حزب‌الله راستین، اصول‌گرایان...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ... كسانی در انگلستان موفق شدند دكترا بگیرند كه تز دكتراشان را آنان برایشان معین كرده‌اند و اطلاعات ریز را از اینان گرفته‌اند، مثلاً گفته‌اند شما تز دكترایت را راجع به ایلات و قبایل ایرانی، شما راجع به ساخت و ساز مسكن در ایران، شما راجع به عملكرد سپاه پاسداران از...