گفتگویی مهم راجع هاشمی‌رفسنجانی و احمدی‌نژاد که سانسور شد!

سانسور شد

با سلام و احترام و تبريك عيد سعيد قربان،  پيرو مذاكره‌ی تلفنی مورخ 1389/08/24 ، با عرض معذرت، استدعا دارد كه محبت فرموده  و ترتيبی اتخاذ نماييد كه متن مصاحبه‌ی ارسالی را بدون تغيير و دخل و تصرف منتشر فرمايند. فقط پاسخ‌های ويراش شده‌ی توسط زادسرجيرفتی  را كه ايميل كرده‌ام، قبول دارم، .چنانچه با اين درخواست موافقت نكنند، از انتشار آن خوداری گرددادامه . . .

متن كامل مصاحبه‌ی زادسزجيرفتی با سركار خانم ستوده خبرنگار محترم "خبرآنلاين" سكه در دهه‌ی سوم آبان ماه 1389 انجام گرفته است : 

شما دو سال پیش در مصاحبه‌ای با آقای هاشمی‌رفسنجانی در مورد رابطه آقای هاشمی و مقام رهبری گفتيد كه بسیار خوب است، با وجود گذشت دو سال از آن مصاحبه، فکر می‌کنید اكنون این رابطه چگونه است ؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

ابتدا مايل هستم كه علت آن مصاحبه‌ی تاريخی را كه محبت يكی از اولياء الهی و بندگان صالح خدا بود، توضيح بدهم تا بدين وسيله به استحضار همگان برسد :

همه‌ی مردم جيرفت و عنبرآباد و جمله‌ی اهل سياست در كشور و احاد مسؤولين، عشق و علاقه‌ی خاص مرا به مقام معظم رهبری باور دارند و می‌دانند كه اين محبت و اشتياق به روزگار تبعيد "آقا" به جيرفت برمی‌گردد، بنابراين از ايام جوانی كه كمتر از بيست سال سن داشتم عاشق رهبر معظم انقلاب اسلامی بودم، زيرا مشی‌و منش، خلق و خو، رفتار و گفتار، و سبك و سياق حضرت ايشان خاص، و حقيقتاً جوان پسند بود. به عشق "آقا" و بنا بر توصيه‌اش طلبه شدم، پس‌از مشورت با او، پيشنهاد مردم جيرفت و عنبرآباد را مبنی بر نامزدی در انتخابات مجلس شورای اسلامی پذيرفتم و مطابق نظر مباركشان به دانشگاه رفته و در رشته‌ی زبان و ادبيات انگليسی تحصيل كردم.

يكی از دلايل عمده‌ی اينجانب برای حمايت از نامزدی آيت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در انتخابات نهم رياست جمهوری، علاوه بر اطمينان از موافقت وی بر استان شدن جنوب كرمان به مركزيت جيرفت، تحليلی بود كه داشتم و ماحصل آن، اين گمان بود كه مقام معظم رهبری از انتخاب مجدد ايشان خرسند خواهند شد. در هرحال بنده از سه نامزد اصول‌گرايی كه می‌شناختم يعنی هاشمی‌رفسنجانی، لاريجانی و قاليباف، هاشمی‌رفسنجانی را اصلح تشخيص دادم و با همه‌ی توان برای موفقيت او تلاش كردم چون زيرآبی رفتن، و يكی‌ به نعل و يكی به ميخ زدن را نقاق و نامردی می‌دانم و معتقد به : "من نمی‌گويم سمندر باش يا پروانه باش - - چون به فكر سوختن افتاده‌ای مردانه باش"، هستم، و بنابراعتقادات دينی و مذهبی عمل می‌كنم و نان به نرخ روز نمی‌خورم.

خوب، در كمال بهت و حيرت همگان، جناب آقای دكتر احمدی‌نژاد پيروز شد، زيرا هيچ‌كس احتمال نمی‌داد كه ممكن است جناب ايشان رئيس جمهور بشود، لاجرم بنده هم بين آن سه نامزدی كه گفتم به هاشمی‌رفسنجانی رسيده بودم. وقتی احمدی‌نژاد رئيس جمهور شد، مخالفين اينجانب مخصوصاً در استان كرمان كه بعضاً اقتدار كشوری هم داشتند، درصدد برآمدند كه اين مطلب سوء را القا بكنند كه زادسرجيرفتی با حمايت از هاشمی‌رفسنجانی، در حقيقت خلاف نظر مقام معظم رهبری عمل كرده است، زيرا هاشمی‌رفسنجانی، با رهبری مخالف است و رابطه‌ی خوبی ندارد. با توجه به اين جو مسموم و سنگين، من مصمم شده تا حضوری مطالب و پرسش‌های خودم را از هاشمی‌رفسنجانی مخصوصاً راجع به ديدگاه‌های جناب ايشان نسبت به مقام و منزلت ولايت مطلقه‌ی فقيه، مطرح كرده و به استحضار مردم برسانم. و حداقل مزیت آن مصاحبه این بود که مشخص شد ما از كسی حمایت كرده‌ايم که علاوه بر دوستی پنجاه ساله‌اش با حضرت آية‌الله معظم خامنه‌ای كبير، به این موضوع اعتقاد دارد که حضرت ایشان در مقام ولایت امر هستند و حکم ایشان مطاع است و عدم اطاعت از دستورات رهبر معظم انقلاب اسلامی، جايز نيست، و ایشان با صراحت به من گفتند در دوره حیات امام ، هنگام بروز اختلاف فی‌مابين ما دو مقام مسؤول، حضرت امام خمينی قدس‌سره، فصل الخطاب بودند و در حال  حاضر،  من نظر رهبری را اطاعت می کنم چون شرعاً حجت دارم و ایشان به عنوان ولی امر مسلمین مدیریت می‌كنند و همه موظف هستيم از ایشان اطاعت بکنيم . بله، بنده با آن مصاحبه خود را از اتهامات كذب تبرئه كرده و عشق و علاقه و تبعيت آية‌الله هاشمی رفسنجانی را تا آن زمان، از مقام معظم رهبری به اثبات رسانيدم و اين فايده كمی نبود. آن مصاحبه اكنون هم تازه و خواندنی است.

*الان وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید آیا ایشان همانند دو سال قبل هنگام مصاحبه شما با ايشان هستند، كه توانست خیال شما را آسوده بکند؟.

متأسفانه بعد از انتخابات آقای هاشمی‌رفسنجانی از عهده‌ی امتحانی كه بنده آن را آزمونی الهی می‌دانم، به خوبی بر نيامدند و نتوانستند ادعاهای خود را درآن مصاحبه به اثبات برسانند، و موارد متعددی وجود دارد که می‌توان به آن‌ها استناد کرد، به طور مثال در جریان فتنه بعد از انتخابات دهم، به رغم نظر صریح و روشن مقام معظم رهبری، ایشان از مواضع "آقا" حمایت نکردند و از دستورات مقام ولايت فقيه تبعيت عملی نداشتند، و دهن کسانی که در برانداز بودن آن‌ها كمترين شک و شبهه‌ای وجود نداشته و ندارد، نبستند، در حالی كه در آن 

*دقیقا منظورتان کدام رویکرد آقای هاشمی‌رفسنجانی است ؟.

مثلاً نامه‌ای که ایشان قبل از انتخابات دهم خطاب به رهبر معظم انقلاب اسلامی نوشت، همچنان برای امثال من حل نشده باقی مانده است چرا این نامه را نوشت و در حقيقت می‌شود تحليل كرد كه شورش ها با آن اغاز گرديد، زيرا در آن نامه، بروز تشنج‌ها و اغتشاشات، رسماً عنوان و تصريح شده بود، و اين در حالی بود كه آن نوشته با اين امضای متضاد با مفاد آن خطاب به رهبر معظم انقلاب اسلامی به پايان رسيده بود كه : " دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فردايتان، اكبر هاشمي رفسنجاني".

* در آن نامه ای که به رهبری نگاشته بود، ایشان از آقای احمدی‌نژاد گله کردند ؟

آن نامه، نامه‌‌ای در شأن آن هاشمی رفسنجانی كه ما می‌شناختيم نبود، بلكه نامه‌ی يك آدم سياسی عصبی بود كه غضب بر او چيره گشته بود و آن‌گونه خود را نشان داد كه اصلاً سزوار شأن و منزلت شناخته شده‌ی او نبود و نظام اسلامی را مسأله دار به تصوير كشيده بود. دليل براين ادعا، عدم پاسخ از سوی مقام معظم رهبری به آن نامه است كه هرگز شنيده و يا خوانده نشد. آن نامه به امضای كسی رسيده بود كه هيچ‌كس كتابت محتوای آن را، از جانب هاشمی‌رفسنجانی انتظار نداشت. ممكن است يك وقت كسی مثل بنده عصبانی بشود و يك مطلب خلاف انتظاری را منعكس بكند، خوب به جايی برنمی‌خورد و خيلی موردسوءاستفاده دشمن قرار نمی‌گيرد، ولی كسی چون هاشمی‌رفسنجانی وقتی چنان كند كه كرد، نتيجه‌اش روشن است، هنوز كه هنوز است دشمنان از آن نامه‌ی نگاشته شده‌ی ناشی از غضب، سوء استفاده می‌كنند.

این سخن شما از شأن و شخصيت آیت الله هاشمی‌رفسنجانی به دور است، ایشان باید بزرگتر از این حرف‌ها باشد، نباید به خاطر بغض با آقای احمدی نژاد بابت مطالب مطرح شده در آن مناظره‌ی كذايی، از حجم فعالیت‌های سازنده و از هاشمی‌رفسنجانی بودن خود، بكاهد. ما از هاشمی‌رفسنجانی توقع داريم كه در مقام عمل به همان امضای خود وفادار باشد كه به "آقا" نوشته بودند؛ «دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فردايتان ،اكبر هاشمي رفسنجاني».  

*آقای هاشمی در خطبه معروف خود در نماز جمعه 26 تیرماه، راهکارهایی را برای خروج کشور از بحران ارائه داد، شاید به دلیل عدم توجه  به این راهکارها، ایشان دلخور هستند ؟.

راهكارهای جناب ايشان، مفيد برای نظام اسلامی و مورد قبول جمهوری اسلامی نبود اولاً، و ثانياً دشمنان قسم خورده اسلام، ايران اسلامی و مردم مسلمان و غيرمسلمان جمهوری اسلامی، به شدت از آن مواضع آن‌چنانی بهره‌برداری كردند و عملكرد نظام را تخطئه و محكوم كردند.

مثلاً اگر به كيفيت انعكاس محتوای خطبه‌ی دوم 1388/04/26 هاشمی‌رفسنجانی توسط خبرگزار‌ی‌هايی مانند "خبرگزاری فرانسه"، "خبرگزاري انگليسي رويترز"، "خبرگزاري شينهواي چين"،  "خبرگزاري آلمان"، و "روزنامه‌ی آمريكايي لس آنجلس"، "پايگاه خبري بلومبرگ"، "شبكه خبري سي‌ان‌ان"، "روزنامه فايننشال تايمز چاپ انگليس"، "روزنامه جروزالم‌پست"، دقت كنيم همه‌ی آن‌ها با استناد به سخنان رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، اوضاع جمهوری اسلامی ايران را آشفته و بحرانی و انتخابات دهم را مخدوش و شبهه‌ناك توصيف و ترسيم كرده‌اند. مطالبی را كه دشمنان بپسندند، راهكار نمی‌گويند، ضمناً ايشان نبايد انتظار داشته باشد كه الا و لابد به نظرات او عمل بشود. حداكثر وظيفه‌ی او اين است كه نظرات خود را منعكس بكند.

* افرادی مانند هاشمی  چگونه می توانند در مواقع لازم تدبیر امور را انجام دهند؟.

تدبیر امور به لحاظ شرعی، عرفی و قانونی در اختیار "حضرت آقا" است، و آقای هاشمی در انتقال نظرات خود به رهبری هیچگاه با محدودیت مواجه نبوده است و بعيد می‌دانم كه باز هم برای انعكاس نظرات خود مشكلی داشته باشد.

*با وجو د بروز چنین حوادثی آیا این جلسات ملاقات بین آقای هاشمی و مقام رهبری  همچنان پابرجاست ؟.

آقای هاشمی‌رفسنجانی كسی نیستند که نتوانند سخنان خود را برای مقام معظم رهبری مطرح بکنند و يا در این زمینه مأخوذ به حیا باشند.

http://www.iqna.ir/news_imgs/279599_1imgZadsar3-L.jpg

*اما به نظر می رسد که این رابطه به دلیل حوادث اخیر همانند گذشته نیست چون برخی از نظرات آقای هاشمی مورد بی توجهی قرار گرفته است ؟

 مطابق نص صريح قانون اساسی، کسی که امور را در اختیار دارد، مقام رهبری است. این‌که بخواهیم این نظریه را مطرح کنیم که هاشمی‌رفسنجانی نمی‌توانند نظرات خود را با مقام معظم رهبری مطرح بکنند، از نظر من قابل قبول نیست، اما اگر این مسأله مطرح شود که برخی از نظرات ایشان مورد توجه "آقا" قرار نگرفته است، این مسأله، طبیعی است. اما این مساله نیازی به توضیح ندارد که باید نظر صائب مقام معظم رهبری كه نظر مقام ولايت امر است عملی شود. بنابراین اینجا تکلیف آقای هاشمی‌رفسنجانی مشخص می‌شود، يعنی باید نظر خود را رها کند و پشتیبان  نظر مقام معظم رهبری باشد، این دستور صرح دين مبين اسلام است كه رهبر امت اسلامی پس‌از مشورت بايد خود تصميم بگيرد، و البته پروتکل حکومت داری نيز همين است، و جمهوری اسلامی نیز از این قاعده مستتنی نیست که باید یک نفر حرف آخر را بزند و آن مقام هم، مقام ولايت فقيه است، آقای هاشمی‌رفسنجانی خودش اين مهم را معتقد بود و ادعا می‌كرد، پس نباید دلخور بشود .

*افرادی همانند آقای هاشمی در جریان انقلاب مبدا چه تحولاتی بودندو اصولا چنین افرادی دارای چه ویژگی‌هایی هستند ؟

آقای هاشمی‌رفسنجانی از افراد تاثیر گذار، سرنوشت ساز و مهم انقلاب اسلامی بودند، و کسی نمی‌تواند نقش‌های مهم و استراتژيك جناب ايشان را نادیده بگیرد، ایشان از سال 1342 و زمانی که کتاب فلسطین را نوشتند، تا خدمت سربازی رفتن و فرار کردن از پادگان، و مبارزات در قم، و به راه انداختن مجله‌ی مکتب اسلام با همراهی باهنر و بهشتی، تا عضو كميته‌ها‌ی حل مشكل سوخت مردم در زمان اعتصاب قبل از پيروزر انقلاب اسلامی، حل مشكل كردستان، كميته‌ی استقبال از امام، انقلاب فرهنگی، شورای انقلاب اوائل پيروزی، و تا پیروزی انقلاب اسلامی، و افشای اعجاب‌آمیز جریان نفاق در سال 1358  در حضور امام و در مدرسه‌ی فيضيه‌ی قم، که موجب حیرت همگان شد، و فرمانده جنگ شدن، رئيس مجلس، رئيس جمهور، رئيس مجلس خبرگان، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و . و . . ، همگی باعث شده بود که ایشان نفر دوم کشور بشود، حتی زمانی كه آقای خاتمی رئيس جمهور بود، در سیاست‌گذاری‌های كشور باز هاشمی‌رفسنجانی نفر دوم بودند.

*فارغ از جریان حوادث انتخابات 88 چه عواملی باعث شد که شما حس کنید که آقای هاشمی باید بار دیگر در جایگاه واقعی خود قرار بگیرد و از آن جایگاه فاصله گرفته است ؟.

پر واضح است كه ما دوست نداريم يار ديرينه‌ی رهبر معظم انقلاب اسلامی، از نظام و "آقا" و تاريخ حال و آينده‌ی كشور جدا شوند و خدای ناكرده دشمنان اسلام و جمهوری اسلامی، از خدای ناكرده جدايی آية‌الله هاشمی‌رفسنجانی، عليه جمهوری اسلامی تبليغ كنند. درست به ياد دارم كه بعد از انتخابات نهم من خدمت جناب ایشان رسیدم و به صراحت به او گفتم که ما از شما یاد گرفتیم که قضايا و وقايع را از دو حال خارج ندانيم، یا بدهکاری است، و یا امتحان الهی است، و هر دو از الطاف خداوند می‌باشد. حال که شما در انتخابات نهم رئیش جمهور نشدید، بدانید که خیر شما در این قرار گرفته است، با توجه به تجارب گرانبهايی كه به دست آورده‌ايد، باید در این شرایط دولت را همراهی کرده و به رئیس جمهور فعلی  کمک کنید، البته من به دیدن آقای احمدی‌نژاد نيز رفتم و به این مسأله اشاره کردم که آقای احمدی‌نژاد، شما باید به آقای هاشمی احترام بگذارید، زيرا شما انتخابات را برده‌ايد و در موضع قدرت هستيد، فکر نکنيد که اگر به آقای هاشمی احترام بگذارید از نظر سياسی و داوری مردمی ضعيف جلوه می‌كنيد، و يا آقای هاشمی‌رفسنجانی بزرگتر از اين كه اكنون هست، می‌شود، بلكه محبوبيت شما در نزد مردم مسلمان بيشتر می‌شود.

*آقای احمدی نژاد به این توصیه شما عمل کرد ؟

اگر آقای احمدی‌نژاد عمل نکرد، آقای هاشمی‌رفسنجانی هم عمل نکرد، در حالی‌که توقع ما از آقای هاشمی‌رفسنجانی بيش از احمدی‌نژاد بود. ما به عنوان اصول‌گرايان طرفدار هاشمی‌رفسنجانی در انتخابات نهم، بعد از آن انتخابات، توقع داشتيم تا نامزد مورد حمايت ما با رقيب پيروز خود همان كند که جناب آقای ناطق‌نوری بعد از انتخابات هفتم رياست جمهوری انجام دادند. زمانی كه پیروزی آقای خاتمی قطعی شد، آقای ناطق‌نوری بلافاصله بعد از انتخابات در حالی‌که شمارش آرا پایان نیافته بود، به آفای خاتمی تبریک گفت، آقای ناطق‌نوری زمانی‌که متوجه شد که شکست خورده است به آقای خاتمی تبریک گفت و جوانمردانه به دولت ایشان کمک می‌کرد.

 به نظر من باید این اصل توسط همه افراد مورد توجه قرار بگیرد کما این‌که من از مخالفان آقای خاتمی بودم، اما به تمام کابینه ایشان به غير از آقای مهاجرانی كذايی و آقای عبدالله نوری آن‌چنانی، رای دادم، و حتی برای آقای اسحق جهانگیری كه رقيب انتخاباتيم بود، به عنوان وزیر صنایع تبليغ و برای او رأی جمع کردم، به رغم این‌که در جیرفت . . . ، ولی من بود با تمام وجود از ایشان حمایت کردم، اما متاسفانه این اصل در انتخابات نهم توسط اقای هاشمی‌رفسنجانی رعایت نشد و ایشان نامه بدی را بعد از انتخابات نگاشتند که با توقع جامعه فاصله داشت،  و اين فاصله داشتن رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس جمهور بيشتر شد و تا آنجا اثر گذاشت كه احمدی‌نژاد در جلسات مجمع شركت نكرد، و هاشمی‌رفسنجانی هم هرگز هيچ‌گونه حمايتی در پيدا و پنهان، از دولت نهم نكرد، و برای انتخابات دهم نيز شمشير را از رو بست و علناً گفت هر كسی به غير از احمدی‌‌نژاد.

بدون شك باید اين ادعا را پذیرفت که آقای هاشمی‌رفسنجانی در انتخابات در مناظره‌های انتخاباتی دوره‌ی دهم رياست جمهوری، توسط رئيس جمهوری و در برنامه‌ای زنده و در مقابل صدها ميليون مسلمان ايرانی و غيرايرانی در ايران و جهان تخريب شد و مورد بی مهری قرار گرفت، و به همين جهت رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه‌های تاريخی و معروفشان بعد از انتخابات دهم، به صورت جدی از شخصيت و خدمات يار ديرينه‌ی خود دفاع كردند و در حقيقت به نوعی به مطالب مناظره پاسخ دادندو با این حال ما از هاشمی‌رفسنجانی انتظار داشتيم كه بنا بر آموزه‌های دینی و مصلحت نظام مبارك جمهوری اسلامی كه تمام عمرش را مصروف آن ساخته است، رابطه پدر و فرزندی را اعمال کند و با كرامت برخورد كند که اگر چنين كرده بود قطعاً مشکلات موجود يا به وجود نمی‌آمد و يا فوراً حل می‌شد .

*فکر میکنید که بستر مناسبی برای  رشد و نمو افرادی مثل آقای هاشمی وجوددارد ؟

بله تمام افرادی که در مصادر امور قرار گرفتند همه رشدشان از برکت جمهموری اسلامی است، حتی اقای احمدی‌نژاد باید مرتب این مساله را به خود یادآوری کند که به برکت جمهوری اسلامی توانسته است رئیس جمهور بشود، به رغم انتقاداتی که به آقای احمدی‌نژاد دارم، ولی ایشان را یکی از جمله افرادی می‌دانم که واقعاً سیاستمدار به معنی مصطلح می‌باشند، يعنی عملاً ثابت كرد كه از امثال آقايان هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی و برخی‌ سياستمدارهای ديگر، اگر نگوييم زرنگ‌تر و با هوش‌تر، و به اصطلاح سياستمدارتر است، كه به اعتقاد بنده هست، تالی‌تلو آنان می‌باشد.

*نه منظور من معطوف به این نکته است که آیا توانسته‌ایم بستر برای پرورش افرادی مانند آقای هاشمی‌رفسنجانی را فراهم کنیم، یا این‌که این بسترها به اندازه کافی وجود نداشته است ؟

آقای هاشمی‌رفسنجانی خودشان يكی از دست‌اندرکاران و سياست‌گذاران اصلی نظام بوده‌اند، بنابراین اگر در این زمینه کوتاهی شده باشد كه ان‌شاءالله نشده باشد، ایشان هم مسؤول است و باید پاسخ‌گو باشد، چون همان‌طور كه گفتم از قبل‌از پيروزی انقلاب اسلامی تا سال 1384 ایشان يكی از عناصر اصلی و به عبارتی نفر دوم كشور بودند، بنابراین یکی از کسانی که به این سوال باید پاسخ بدهد آقای هاشمی‌رفسنجانی است که آیا بسترهای  رشد و نمو را در کشور فراهم کرده است یا خیر .

*شما تصریح کردید که به آقای احمدی‌نژاد انتقاداتی داشته‌اید این انتقادات چه مواردی را در بر می گیرد؟

من باید به این نکته تاکید کنم که ما احمدی‌نژاد را نمی‌شناسیم، ما رئیس جمهور ایران را می‌شناسیم، قبلا هم ما هاشمی‌رفسنجانی و يا سید محمد خاتمی نمی‌شناختیم، بلكه رئیس جمهور ایران را می‌شناختیم . بنابراين ديدگاه بنده انتقاداتی از عملكرد آقای احمدی‌نژاد دارم كما اين كه انتقادات فراوانی به عملكرد رياست جمهوری هاشمی‌رفسنجانی و سید محمد خاتمی نيز داشتم كه مطرح كردم و مستندات آن موجود است.

*یعنی منظورتان این است که می خواهید بحث شخصی نشود ؟

بله،  من به شخصیت حقیقی افراد كاری نداشته و ندارم، سعی کردم که شخصیت حقوقی افراد را مورد بررسی قرار بدهم، در نامه‌ای به آقای هاشمی‌رفسنجانی تصریح کردم که این نامه علی زادسرجيرفتی به هاشمی‌رفسنجانی نیست، بلكه نامه‌ی نماینده‌ی مجلس شورای اسلامی به رئیس جمهور است. اگر این دیدگاه حاکم شود باید هر کار خوب رئیس جمهور را تبليغ كرد و او و دولتش را تقویت کرد، و در برابر هر کار بد و سخن نابجا هم او را مورد انتقاد قرار داد و راه حل اصلاحی نيز ارائه داد. نقد و انتقاد، با عیب‌جویی و تخريب فرق می‌کند. بنده زمان آقای هاشمی‌رفسنجانی، خوبی‌ها و بدی‌ها را منصفانه ولی بسيار صريح و شفاف مطرح می‌کردم، از آقای خاتمی نيز انتقادات صریح داشته‌ام و در عین حال خوبی‌ها او و دولتش را هم مورد توجه قرار داده‌ام، مستندات تمام نطق‌ها و مواضع و تذكرات و مصاحبه‌هایم موجود است.

 اما تفکر حزبی و باندی نظری برخلاف این ديدگاه دارد و بر این اعتقاد بی‌پايه و نفسانی است که اگر من به اصطلاح اصولگرا هستم بايد هر کار  مدعيان اصول‌گرايی ولو خدای ناكرده خلاف شرع و قانون را هم تأييد كرده و يا باید از آن چشم پوشی کنم. از سوی ديگر  اگر به اصطلاح اصلاح‌طلبی كار خوبی نيز انجام بدهد يا بايد آن را ناخوب جلوه بدهم و يا كتمان كنم،  کما اینکه  آقای ناطق‌نوری زمانی که از دولت آقای خاتمی حمایت می‌کردبرخی از اصلاح‌طلبان مصطلح كذايی به این مسأله اشاره می‌کردند و می‌گفتند ایشان چاره‌ای جز حمایت ندارد.

 این مسائل غيرخدايی، در گروه گرایی‌ها كاملاً مشهود است و امثال بنده كه معتقد به اصولگرایی و اصلاح‌طلبی به معنای واقعی کلمه که توسط مقام معظم رهبری تبیین شد معتقد هستيم، و با صراحت سخن می‌گوييم، مورد بی‌مهری اصولگرايان مدعی و غضب اصلاح‌طلبان كذايی هستند. يعنی آن چيزی كه آقا فرمودند، هیچ اصلاح طلبی نمی‌تواند اصولگرا نباشد و هیچ اصولگرایی نمی‌تواند اصلاح‌طلب نباشد. به تعبير بنده، رئیس اصول‌گرایان عالم حضرت رسول صلی‌الله عليه و آله وسلم، و رئیس اصلاح‌طلبان جهان هم حضرت امام حسین عليه‌السلام است. پیامبر صلی‌الله عليه و آله وسلم و امام حسین عليه‌السلام یکی هستند، دوتا نیستند و حضرت رسول بارها تاکید کرده که حسین از من است و من از حسينم. اگر این مساله را  محور قرار بدهیم می‌توان گفت که این درگیری‌ها به وجود نمی‌آید .آقای احمدی‌نژاد کارهای خوب فراوانی انجام داده است، و در عین حال نقاط ضعفی هم داشته و اجمالاً دارد که باید هر دو را بیان کرد.

* نمونه ای از کار های خوب ایشان را بیان کنید ؟

چند سال قبل مقاله‌ای را نوشتم به اين عنوان «نقد احمدی‌نژاد و دولت نهم به سبكی ديگر» كه در پايگاه اطلاع‌رسانی زادسرجيرفتی قابل دسترسی است. در آن مقاله به تعداد حروف ابجد و به طور مساوی چهارده حسن و چهارده عيب آقای احمدی‌نژاد را به تصوير كشيدم. اكنون برای مثال همین شجاعتی که برای هدفمند کردن یارانه‌ها به نمايش گذاشتند، حتی اگر اين کار بس مهم با 50 در صد موفقیت هم همراه شود، ایشان خدمت تاريخی و بزرگی را در حق مردم ايران انجام داده‌اند. اما يكی از آخرين انتقادات من به سخنانی است که ایشان در مورد مکتب ایرانی عنوان کرده‌اند و هی تكرار هم می‌كنند. ما تعجب می‌کنیم كه چی شد فردی که با "اللهم عجل لولیک الفرج" سخنان خود را آغاز می‌کرد چطور حالا به داریوش و کوروش رسیده است و نعوذبالله حرمت چفيه‌ی شهدای ما را می‌شكند. مکتب ایرانی دیگر چیست!، اصلاً ايران بدون اسلام هرگز مطرح نبوده و نيست، پرداختن به چنين مباحثی، انحراف است و هم به اسلام ضربه می‌زند و هم به ايران ضرر می‌رساند. اسلام و ايران انفكاك ناپذيرند و تلاش برای مقابله‌ی بين اين دو، تلاشی شيطانی و قطعاً ابتر است. مكتب ایرانی ديگر چه صيغه‌ای است؟!.

*شاید می خواهند رای ملی‌گراها را جلب کنند ؟

با این کیفیت، اسلام را ضربه می‌زنند و ايران را هم قربانی استكبار خواهند ساخت و هرگز رأی ملی‌گرايان امريكايی تبار را جلب نمی‌كنند، زيرا آنان اصلاً احمدی‌نژاد و عملكردش را قبول نداشته و ندارند و تازه طلبكار هم هستند. این مساله از نظر ما قابل قبول نیست، ايشان به گونه‌ای با افتخار از منشوری که منسوب به کوروش است و مدافع اصلی‌اش انگليس‌ها هستند، رونمایی می‌کنند آن‌هم در حضور انگليسی‌ها، كه گويی به يك كشف مهم دست يافته است. تاریخی را كه هرودت یونانی كه كشورش را كوروش به اشغال خود درآورده بود آن‌هم بيش يكصدسال بعد از كشته شدن كورش، برای ما نگاشته است. یا این‌که ادبیاتی را که بعضاً ایشان به کار می‌برند برای ما قابل قبول نیست .

*کدام ادبیات ؟

ادبیاتی که در شان رئیس جمهور نیست، مثل همان ضرب‌المثلی را كه به كار برد و گفت كه آقای حدادعادل به من گفته بگو "آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت"، اما من همان ضرب‌المثل مورد نظر خودم را می‌گويم و گفت و نمونه‌ی آن كه رئيس جمهور نبايد مورد استفاده قرار بدهد. البته امريكايی‌ها سزاوار آن چنان ادبياتی هستند و بهتر می‌فهمند. شايد احمدی‌نژاد تعمداً چنين می‌كند.

*با توجه به اینکه اشاره کردید که همواره در مقام یک نقاد ظاهر شدید و از دولت های مختلف انتقاد کردید فکر می کنید چه تمایزهای بین این دولت‌ها در برخورد با انتقادات مطرح شده وجود دارد ؟

من به رغم انتقادات متعدد نسبت به آقای خاتمی وقتی با ایشان روبرو می‌شدم ایشان با گشاده رویی به من می‌گفت که به جدم من از انتقادات شما دلخور نیستم چون می‌دانم که از سر اعتقاد بیان می‌کنید و اینطور نیست که به خاطر مسائل سیاسی‌كارانه چنین مواضعی را اتخاذ کنید. با توجه به این‌که اختلافات من و آقای مهاجرانی شهرت جهانی داشت اما آقای خاتمی این را باور داشت که من اعتقادی با ديدگاه فرهنگی او و مهاجرانی مخالف هستم و هیچ اراده بیرونی بر من حاکم نیست. بارها به آقای مهاجرانی گفتم که تو عاقبت به خیر نخواهی شد نشد و الآن پناهنده به ملكه‌ی انگليس و در بی‌بی‌سی علیه اسلام تبلیغ می‌کند و گذشته‌ی خود و دوستانش که بسیاری به این سرنوشت مبتلا شدند، سخن پراكنی می‌كند. اما به نظر می‌رسد كه رئيس جمهور فعلی از بعضی از مقالات و سخنان و برخی از مصاحبه‌های بنده ناراحت هستند و اين را در برخوردها و ملاقات‌ها نشان می‌دهند.  

*شما اشاره کردید که به خاطر برخی از انتقادات مورد بی مهری قرار گرفتید این انتقادات چه بود و در مقابل چه رفتاری با شما صورت گرفت ؟

برای من اهمیتی ندارد به خصوص اینکه اصولگرایان چند دسته بودند عده‌ای طرفدار لاریجانی ، بعضی حامی هاشمی‌رفسنجانی، و بسياری با قالیباف بودند، منتها چون آقای احمدی‌نژاد رای آورد و رئيس جمهور شد، با وجود فضای سنگینی که وجو داشت اينجانب بنا بر همان ديدگاهی كه گفتم، از ایشان حمایت کردم.

*چرا مواضع انتقادی شما مورد توجه قرار نمی گیرد ؟

اصولاً این در ذات قدرت است ، قدرتمندان از انتقاد به شدت ناراحت می‌شوند و صراحت لهجه را بر نمی تابند. اصول‌گرا نام داشته باشند و يا اسم ديگری، قدرت قدرت است، فقط مدح و ثنا را دوست دارد و مجيزگويی را. تنها چيزی آن را مهار می‌كند تقوا و ترس از قيامت است. از سال 1371 تا حالا تقريباً همه‌ی قدرتمندان سه قوه را مورد نقادی دلسوزانه و برادرانه قرار دادم و هيچ‌كدام از آن‌ها خوششان نيامد. اهل قدرت از زبان و قلم مانند اين بنده‌ی سراپاتقصير خدا، خوششان نمی آید، همچنان‌که، آقای مرعشی به عنوان رئيس دفتر رئيس جمهور، برای حذف بنده به جیرفت آمد و در ستاد رقيب مرا تخريب كرد  و آقای تاج زاده نيز همينطور، در دولت آقای احمدی‌نژاد كسانی ديگر و به گونه ای دیگر.

*یکی از انتقادات شما ادبیات آقای احمدی نژاد است ایا این ادبیات به عامل اقتراق تبدیل شده است ؟بین حامیان آقای احمدی نژاد و مخالفان آقای احمدی نژاد یک صف بندی  ایجاد شده است ؟

اقای جوانفکر سخنی گفت مبنی بر اینکه آقای احمدی نژاد رای خود را مدیون اصولگرایان نیست که مورد قبول من نیز هست،  اصولگرایان مصطلح که ما آرزوی وحدت آنها را داریم در ابتدا طرفدار آقای احمدی‌نژاد نبودند، طرفدار هاشمی، لاریجانی، و قالیباف بودند، البته بايد اذعان كرد كه احمدی‌نژاد از هنر بزرگی برخوردار است که می تواند خیلی زود با مستمع ارتباط برقرار کند، ایشان می‌تواند خيلی زود خود را به مخاطب تفهيم نماید و او را با خود همراه بگرداند، این یکی از هنرهای ایشان است. آقای احمدی نژاد در مناظرات انتخاباتی وقتی بحث هاشمی و ناطق را با آن كيفيت مطرح ساخت، به اعضای خانواده گفتم که ایشان انتخابات را برد. این اتهام تقلب در انتخابات اصلاً درست نیست چون اکثر قریب به اتفاق  شهرها به آقای احمدی‌نژاد رای دادند، به همین دلیل خود را مدیون اصولگرايان نمی داند، و بر این باور است که اصولگرایان به برکت دولت ایشان در قدرت حضور دارند.

*چرا اصولگرایان با وجود انتقاداتی که دارند سکوت می کنند ؟

اصولگرایان می دانند که بیان این اختلافات دمیدن در شيپور شكست است، فرياد آنان ممكن است به احمدی‌نژاد آسیب برساند و حتماً می‌رساند، ولی در گام نخست به خودشان آسیب می‌زند، بنابراین ترجیح می‌دهند که سکوت کنند، اگرچه بعضاً سكوت هم نكرده‌اند و بهترين فرصت‌ها برای اصلاح‌طلبان دركمين نشسته فراهم كرده‌اند.

*یعنی اصول خود را نادیده بگیرند ؟

مصلحت اصولگرایی اقتضا می‌کند که به رغم قبول نداشتن برخی از مواضع،  از این دولت حمایت کنند .

*باتوجه به مصلحت‌گرایی که مطرح کردید به نظر می رسد که اصولگرایان نیز در مدار قدرت‌طلبی گرفتار شدند آسیبی که دامن اصلاح طلبان هم گرفت ؟

جذابيت و خاصیت قدرت قوی و پركشش است، وليكن بايد اين‌گونه تحليل كنيم كه ان‌شاءالله اصول‌گرايان قدرت طلب نشده‌اند و مصالح دين و مردم را بر منافع خود ترجيح می‌دهند و بين مصلحت‌گرايی خداپسندانه و منفعت‌طلبی نفسانی فرق بسيار قائل هستند.

* مهمترین وجه تمایز اصولگرایان و اصلاح طلبان چیست ؟

بارها این مساله را مورد اشاره قرار داده‌امم که اگر این دو با هم دعوا کنند، دعوا بر سر قدرت است که روزگاری به چپ و راست موسوم بودند. در طیف اصلاح‌طلبی مصطلح، هر فردی با هر گرایشی در آن جا می‌گیرد که این با آموزه های دینی ما سازگاری ندارد که این از اختلافات جدی ما با اصلاح طلبان است چون بر این باورند که دین چیزی خصوصی است و نباید با حکومت کار داشته باشد، جریان اصولگرا به عنوان متدینین شناخته شده‌اند اینها مظاهر اسلامی را رعایت می‌كنند.

*اصولگرایان  را جه خطری تهدید می‌کند ؟

اول اختلاف، و دوم عدم توانمندی در سر و سامان دادن به امور کشور، اگر خدای ناكرده نتوانند حداقل معیشت جامعه را تامین کنند، خطر جدی آنان را تأمين می‌كند، چون الان قدرت را در اختيار دارند.

*اصلاح طلبان برای بازگشت به قدرت باید چه کار کنند ؟

باید به دامن اسلام و ولایت بازگردند، باید به دستورات دینی گردن بنهند، چون در زمان غیبت کبری باید از حکم ولی فقیه تبعیت محض کرد، اگر راست می گویند باید تحت لوای ولایت و امامت قرار بگیرند و اعتماد مردم را جلب کنند، با اردوکشی خیابانی، این مشکلات حل نمی شود، جواب این خون‌های ریخته شده را چه کسی می‌دهد ؟به خصوص اینکه دشمنان این نظام اسلامی از این افراد كه به سران فتنه شناخته می‌شوند، حمایت کردند. آیا این افراد واقعا دلسوز هستند؟!، بنابراین اصلاح‌طلبان بايد در تعامل با این افراد و اين رویکرد خود تجدید نظر کنند.

 

گفتگوی خواندنی زادسر با هاشمی‌رفسنجانی

زادسرجیرفتی خطاب به آیت الله هاشمی‌رفسنجانیگفتگوی جدید وادامه . . .

بازتاب گسترده‌ی گفتگوی صريحِ با آية‌الله هاشمی‌رفسنجانی ادامه . . .

واکنش واکنش روابط عمومي مجمع به تحریف مصاحبه هاشمی رفسنجانیبه گفت‌گوی زادسرجيرفتی با هاشمی رفسنجان ادامه . . .   

چند سخن به قصد دفاع از حريم روحانيت ادامه . . .

 

احمدی‌نژاد خطاب به زادسرجيرفتی : برخوردهای آنان با بنده به این علت است که همه سخنرانی‌هایم را با "اللهم عجل لولیک الفرج والنصر و ... " ادامه‌

 

 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

آية‌الله هاشمی‌رفسنجانی، چه گفت؟.

مقدمه : ادامه . . .

دیدگاه‌ها   

#1 عشق 1390-01-31 11:45

دردا بلات تو سر هر چه . . . فقط به انسانیت فکر کن از این خرفتها زیاده
نقل قول کردن
نوشتن دیدگاه
تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید زادسرجیرفتی: مردم مسلمان با حضور یك‌پارچه در عید فطر تمام كدورت‌ها را دور ریخته و پس از یك ماه عبادت ، دل‌هایشان آماده یك زندگی مملو از معنویت و شادابی می‌شود ادامه . . . گروه استانها / حوزه همدان...

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل تمدن های تاریخی و مانا، در کنار آب ها و رودخانه‌ها، توسط کسانی که محل استقرار خود را، موطن همیشگی برگزیده اند، ساخته، پرداخته، و عالم گیر شده‌اند. بنابراین استعمال کلمه تمدن هلیل، غلط، غیرراست، و جیرفت زدا خواهد بود. احتمالآ در خاطر مبارکتان باشد که سال های سال...

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388 بنده‌ شك ‌ندارم ‌كه ‌جریان ‌نفاق، ‌كه ‌دست‌ نیاز به سوی ‌ترامپ ‌دراز كرده ‌است، هیچ آخوندی چه خوب و چه بد مثل خاتمی را، هیچ وقت قبول نداشته و ندارد، طراحان طرح آشتی ملی، به‌ چیزی ‌كمتر از سرنگونی نظام جمهوری ‌اسلامی ‌ایران و تسلط مجدد امریکا، رضایت ‌نخواهند...

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را تو در کمین نشسته‌ای تا انتقام ناکامی‌های چهل ساله‌ات را، از تار، تنبور، وافور، کاباره، رقاصه‌ها، قمار، شراب، مستی‌ها شبانه، خوردن و بردن شاهانه، و . و ...، همه و همه را، از امام و مولا و مقتدای مؤمنان و شهیدان و آزادگان، حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، بگیری، که مثل...

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری قلم و بیان زادسرجیرفتی, [21.07.17 17:35] https://www.instagram.com/p/BWzzK9djf_b/ زادسرجیرفتی: از عید سعید فطر و شعر حماسی دکتر میثم مطیعی، و سخنان امروز نماینده محترم دانشجویان، قبل از خطبه‌های نماز جمعه، بوی خوش انقلاب و عصیان اهل ولاء، علیه اشرافیگری و کداخداپرستی استشمام می‌شود. به گمانم طولی نکشد که شعار "روحانی امریکایی،...

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره ما که جزو انقلابیان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، به راه، آمان و اهدافمان، آگاه، مؤمن، مصمم و جدی بودیم، و اکنون نیز، و تا زنده هستیم ان‌شاءالله چنینیم. بنده و مانند نگارنده، یقین و ایمان داشتیم که شکنجه دیدن در راه خدا، ثواب دارد، سرباز امام زمان علیه‌السلام...

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش امریکا که مثل کشور ما که نیست که رئیس جمهور بتواند حتی خدای‌ناکرده ساز مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران را هم، کوک کند. یا عناصر مخالف اصل نظام را، مسؤولیت بدهد. یا مقابل حکومت پنهان (رهبری) امریکا بایستد، هرگز، کما...

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2)

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2) اغلاط املایی تا دلتان بخواهد. زیاد خوانده و می‌خوانیم که "خواهش می‌کنم"، را خواهشاً می‌نویسند؟ "ثانیا"، را دوماً، "ثالثاً" را سوماً، ...، "تاسعاً"، را نهماً، و قس علی هذا. حالا هرچه بگویید آقا، در زبان فارسی تنوین نداریم. شما دکتر شدید، فوق لیسانس گرفتید، نماینده مجلس بوده‌اید، باید...

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان در استخر اختصاصی فرح دیبا در کوشک، و در حال شنا و در کمال سلامت جسم و تن، دعوت حق را لبیک گفته است، و اینک کسی نمی‌تواند به سبب مرگ اینچنینی آن مرحوم، بر نظام مردمسالاری دینی، انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای عظیم‌الشأن مدظله‌العالی، انقلابیون ولایتمدار، حزب‌الله راستین، اصول‌گرایان...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ... كسانی در انگلستان موفق شدند دكترا بگیرند كه تز دكتراشان را آنان برایشان معین كرده‌اند و اطلاعات ریز را از اینان گرفته‌اند، مثلاً گفته‌اند شما تز دكترایت را راجع به ایلات و قبایل ایرانی، شما راجع به ساخت و ساز مسكن در ایران، شما راجع به عملكرد سپاه پاسداران از...