تصور داغ سخت و مصیب عظمای در آتش سوختن آتش‌نشانانی، با سینه‌هایی پر از آتشفشان عشق خدمت به بندگان خدا، برای چون نگارنده، غیر ممکن است، چه رسد به اینکه بخواهد حداقلی از آن فاجعه‌ی ملی و تاریخی را تصویر، تقریر، تشریح و تبیین کند. اما به قول حضرت حافظ علیه‌الرحمه؛ ادامه ...

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم‌الله الرحمن الرحیم

دوستان فضای مجازی زیدعزهم

سلام عليكم

تا آنجا که این قلم در فضای کذایی مجازی پرسه می‌زند و گشت‌وگذار دارد، وضعیت حقیقتاً موجب تأسف بسیار است و مایه‌ی تأثر پرآزار. باعث پایمالی اخلاق برخی از مردم ایمانمدار، و بانی هدمُ مجدُ و عزُ و شَرف بعضی از انسان های ارزشمدار و . و ...، می‌باشد، لاجرم، به یک فاجعه‌ی بس جگرسوز، دهشت‌زا، مرگ‌افزا و اجمالاً غیرمترقبه، که قلب آحاد مسلمانان ایران و جهان را مالامال از غم، و لبریز از اندوه ساخت، و به یک واقعه اتفاقیه معمولی و روز و شب‌مره، برای شخصیت‌های مطرح و ملی و معروف و انسان‌های عادی اشاره می‌گردد:

اول؛ فاجعه‌ی بس جگرسوز؛

خبری بس تلخ، برق‌آسا، پرشایعه، و با انواع ابزارهای سمعی و بصری، رسانه‌ای، شبکه‌های مجازی، به وسیله‌ی مردمانی ثابت، سیار، رهگذر، سفارت‌خانه، دوست، دشمن، طرفداران و مخالفان دولت بنفش، دعاگویان قالیباف و نفرین‌کنندگان او، در سراسر جهان منتشر شد. برخی‌ها نیز بلاتشبیه به فروریزی سازمان یافته و توطئه‌آمیز برج‌های دوقلوی نیورک امریکای جهانخوار که شیطان بزرگ و فتنه‌ی اکبر است، اشاره کردند که فوراً گم و گور شد.

تصور داغ سخت و مصیب عظمای در آتش سوختن آتش‌نشانانی، با سینه‌هایی پر از آتشفشان عشق خدمت به بندگان خدا، برای چون نگارنده، غیر ممکن است، چه رسد به اینکه بخواهد حداقلی از آن فاجعه‌ی ملی و تاریخی را تصویر، تقریر، تشریح و تبیین کند. اما به قول حضرت حافظ علیه‌الرحمه؛

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر

نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها

آنان که اهلیت دارند یا به دست آرند، شرح هجران‌ها بنویسند که سنگدل خوانندگان را نیز، به نالیدن و انابه وا بدارد. از قرار مسموع این آتش‌سوزی بی‌نظیر تاریخ کشور نمونه ندارد، و آتش‌نشانان تجربه اطفای چنین حجمی از آهن‌آلات گداخته را در پرونده‌ی خدمتی خود ثابت و ضابط نگردیده‌اند. به راستی آیا می‌توانیم حرارت چندصد درجه‌ای آتش را {800}، در ذهن خویش مجسم کنیم، چه رسد که درک کنیم قتل شهیدگون آتش‌بانانی که مظلومانه اسیر آتش خشم بی‌مبالاتی، بی‌خیالاتی، سهل‌انگاری، پول‌پرستی، بی‌کفایتی، بی‌مسؤولیتی، و عدم پیش‌بینی و پیشگیری برخی از صاحبان، انبارداران، و دست‌اندرکاران مربوط دولتی و شهرداری، شدند و  را در چنگال بی‌رحم و قدرتمند آتشی که در جهان خلقت فقط و فقط آب از عهده آن برمی‌آید گرفتار آمدند و ...  

حالا یک کسی بیاید و محاسبه کند که در این چند روز در فضای مجازی چند میلیارد یا چند ده میلیارد کلمه پیرامون این حادثه‌ی مؤلمه منتشر شده است. از این حجم مکاتبات و انتقال اطلاعات و دانلود هزاران کلیپ و . و ...، چند درصد آن بر مدار قرآن، محور اسلام، حول ولایت، مصلحت کشور و عزت مسلمان ایرانی است. خدا کند بشود مثل جناب آقای سیف رئیس کل بانک مرکزی راجع به برجام، نگفت «هیچ».

اما بعدی؛ واقعه‌ی اتفاقیه؛

بعد از مرگ ناگهانی رئیس سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام "ره" در آن مکان خاص، و عدم اطلاع همراهان همیشه در رکاب، از لحظه مردن وی. اظهارات صریح وزیر محترم بهداشت و درمان که از اصلاحاتیان خاص دولت بنفش است، پیرامون بیماری مرحوم هاشمی‌رفسنجانی، از بیست سال قبل و چگونگی مصرف و دوز دارویی آن سفر اخروی رفته. عکس‌العمل شدید یکی از فرزندان (فاطمه) آن مرحوم، به سخنان وزیر مذکور. واکنش برخی از مقامات مختلف موافق و مخالف مواضع و گفتار و رفتار سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، داخلی، خارجی نامبرده، خصوصاً از خرداد سال 1388 و آن فتنه‌ی بزرگ به بعد. مطرح شدن مباحث خاص توسط برخی از اهل فضل، راجع به پیام‌های گویای پیام امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، و کیفیت نماز میتی که برای آشنای پنجاه و نه ساله‌اش، بجای آورد. سخن بی‌ربطی که از اتحاد راهبردی متناقض شب ظلمانی و پرظلمات امریکایی و رفیق ششدانگ جورج سروس فراماسونر، با خورشید عالمتاب انقلاب اسلامی و برادر حضرت امام خمینی قدس سره، یعنی حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، و پیام نامرسوم و بودار برخی از بیت‌های قدرتمند سابق، مطرح شدن مطالبی جداً ...، از کانال‌های ماهواره‌ای دشمن توسط بچه‌ای که ...، و . و ...

با کمی تأمل و توجه، جوشش احساسی در عمق وجودم را درک می‌کنم که به شدت به وضعیت فعلی فضای بعضاً بس آلوده‌ی مجازی معترض است. چنانچه رخصت دهید و موافق باشید، تعدادی از این دغدغه‌ها را جهت اطلاع، تقدیم بدارد.

ادامه دارد ...

قسمت دوم