هفت نکته‌‍‌ی قابل توجه و بعضاً تجربه شده، تقدیم به رئیس دولت یازدهم جمهوری اسلامی ایرانhttp://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/258_14515.jpg ادامه . . .

 

آپلود عکس

 

«ای آنکه نانوشته می‌خوانی و ناگفته می‌دانی، تو شاهد باش و هستی که این قلم برای مطامع دنیوی بر صفحه کاغذ بازی نمی‌کند»

مقدمه :

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی، سخنان و مطالبی با اهمیت راجع به مسایل داخلی و خارجی در مراسم‌های بسیار مهم "تنفیذ"، و "تحلیف" بیان داشتند، و دشمنان اسلام و جمهوری اسلامی را ناامید ساختند، هر کس موفقیت رئیس جمهور اسلامی ایران را آرزو نکند بایستی در افکار و اعتقادات خود تجدید نظر نماید.

ما معتقدیم که رئیس جمهور اسلامی ایران را باید دعا و مساعدت، کرد و مادام که مطابق آموزه‌های اسلام عزیز، وصیت نامه‌ی امام فقید خمینی کبیر قدس‌سره، و تبعیت از فرامین ولایت مطلقه‌ی فقیه حضرت امام خامنه‌ای مدظله، حرکت بکند، پشتیبان و حامی او بود. این اعتقاد، در خصوص رؤسای جمهوری پیشین، به رغم طرفدار نامزد دیگر بودن، نیز چنین بود، که مدارک مستند این مدعی را می‌توانید "اینجا" (خاتمی) و "اینجا" (احمدی‌نژاد) ملاحظه بفرمایید. اما آقایان خاتمی و احمدی‌نژاد خود نخواستند، و امثال نگارنده را هم که اراده‌ای بیرون بر آنان حاکم نیست، و فقط مطیع دستورات مطاع ولایت فقیه بوده و هستند، به مخالفت با خود واداشتند.

بنابراین از سرصدق و اعتقاد راسخ، ضمن دعای خالصانه برای موفقیت ریاست جمهوری هفتم و دولت یازدهم، مساعدت میسور خود را در قالب هفت بند، تقدیم حضور محترم رئیس جمهوری اسلامی ایران، که این دوره‌ی چهارساله 92 تا 96، اسم شریفشان، حسن روحانی است می‌نماید:

نکته‌ی اول؛

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران به خوبی می‌دانند که این قدرت اعطا شده از سوی ملت مسلمان ایران، امانت خدا و "حق‌الناس" است، نباید در اختیار کسانی قرار بگیرد که سوابق آنها از اعتقاد عملی به این دو اهم، عاری باشد. قدرت"، قدرت است و اصول‌گرا و اصلاح‌طلب نمی‌شناسد، بنابراین به مدح این و آن اعتماد نکند، و از ذم فلان و بهمان ابرو درهم نکشد، و بین خود و خدا خلوت کند و هر کس را که بنده‌ی واقعی خدا می‌داند، بر اریکه‌ی قدرت بنشاند و مرکب چموش حکمرانی را در اختیارش قرار بدهد.

ریاست محترم جمهوری می‌داند که وزیران، (کاش بعضی از آنان به مجلس معرفی نمی‌شدند) تحت سیطره‌ی مقامات ارشد نهاد ریاست جمهوری قرار می‌گیرند، لاجرم می‌بایست در انتصاب مقامات غیر انتخابی ارشد و غیره، با توجه بیشتری اقدام نمایند، البته انتصاب آقایان محترم نهاوندیان، جهانگیری، و بانک، اجمالاً حکایت از این توجه دارد، زیرا بطور نسبی کارنامه‌ی قابل قبولی ارائه کرده‌اند، ولیکن بعد از این نیز باید چنین باشد که ان‌شاءالله خواهد بود.

نکته‌ی دوم ؛

جناب آقای دکتر روحانی به این مهم وقوف کامل دارند که حامیان جناب ایشان، از خودشان حمایت کرده‌اند و نه از ایشان، زیرا هر کسی برابر دیدگاه‌های خود تصمیم می‌گیرد و اقدام می‌کند و در بیشتر موارد، نگاه‌ها به جایگاه‌ها دوخته و داشته‌اند، و خیلی در رأی مردم نقش کلیدی ایفا نکرده‌اند. مردم به دیدگاه‌ها، برخوردها، و شعارهای خاتمی، احمدی‌نژاد، و روحانی رأی داده‌اند و نه به حامیان آن‌ها.

بسیاری از مجیزگویان فعلی رئیس جمهور انتخابات یازدهم، اگر از سوی رئیس دولت‌های نهم و دهم دعوت بکار شده بودند، جذب و مداح او می‌شدند. یعنی آن‌ها دعاگو و ثناخوان رئیس جمهور بوده و هستند، و نه شخص حقیقی رئیس جمهور، این تیپ که همیشه بوده و هسند و خواهند بود، کار به هاشمی و احمدی‌نژاد و خاتمی نداشته‌اند، اینان نوکر رئیس جمهور بوده و هستند، حالا اسم و لباسش هرکه و هرچه باشد. چنانچه این ادعا را قبول ندارند از آقایان محترم هاشمی‌رقسنجانی، خاتمی، و احمدی‌نژاد بپرسند و عبرت بگیرند. کسانی بودند و ایضاً هستند که به دوستی، نوکری، و مداحی آنان در روزگار صدارتشان افتخار می‌کردند و بعد از ریاستشان، یا آنان را نشناختند، و یا برای رضای خدا بر ضدشان اقدام کرده‌اند. و مصاحبه‌ها گفتند و مقاله‌ها نوشتند.آری؛

«چو دولت خواهد آمد بنده‌ای را     همه بيگانگانش خويش گردند»

نظر به آنچه مورد اشارت قرار گرفت، اعتماد مطلق به مقامات نکنند و بدانند که در ثواب و یا عقاب الهی آنان شریک هستند، و مردم هم در گذشته عملکرد مقامات را به حساب رئیس جمهورها گذاشته‌اند و بعد از این نیز.

نکته‌ی سوم ؛

آقای رئیس جمهور می‌دانند که خدمت به مردم مسلمان، آنهم در جمهوری اسلامی، و موقعیت حقیقتاً خطیر ریاست جمهوری، موهبتی الهی و فرصتی طلایی است، چشم بهم بزنند چهارسال و یا هشت سال تمام می‌شود، انگار همین دیروز بود که رئیس دولت‌های نهم و دهم، کلید کاخ ریاست جمهوری واقع در پاستور را، از رئیس دولت‌های هفتم و هشتم تحویل گرفت، و 12 مرداد 92 تحویل برگزیده‌ی مردم در 24 خرداد 92 داد. پس قدر این سال‌های بس ذی‌قیمت را بدانند و آن کنند که خدا می‌پسندد، آن بنویسند که خیر مردم را رقم بزند، و آن بگویند که دشمنان قسم خورده اسلام عزیز و جمهوری اسلامی را، ناامید و دوستان این دو را در سرتاسر عالم خشنود و امیدوار بگرداند.

به قول شاعران توجه ویژه کنند که فرموده‌اند :

پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست.

بلکه آنست سلیمان که ز ملک آزادست.

دل درین پیرزن عشوه گر دهر مبند.

کاین عروسی ست که در عقد بسی دامادست.

و :

دل براین دنیا مبند کاین بی‌وفا عروس

با هیچکس شبی به محبت بسر نکرد

و :

«از صـحبـت دوستــی بـرنجـم

 کاخلاق بدم، حسـن نماید

عـیـبـم، هـنــر و کـمـال بـیـنـد

 خارم، گـل و یـاسمن نماید»

نکته‌ی چهارم ؛

اقدام شایسته و بی‌سابقه‌ی معرفی وزیران پیشنهادی به مجلس شورای اسلامی، و انتصاب معاون اول در روز دوم کاری، و شروع بکار ایشان، نوید بخش دولتی پشت‌کار‌گیر و خبره می‌باشد، و ایضاً حضور میهمانان خارجی در مراسم تحلیف، و ملاقات‌های پی‌درپی رئیس جمهور و معاون اول او با آنان، با رعایت تمام پروتکل‌های بین‌المللی، بیانگر آشنایی کامل رئیس دولت به مسائل جهانی، و نشانگر دیپلماسی قوی حسن روحانی می‌باشد. چه خوب است که به مجرد اخذ رأی اعتماد وزیران، خصوصاً وزیر کشور، نسبت به انتصاب استاندارنی که عزم تغییر آنان جزم است، اقدام فوری بشود و در اولین جلسه‌ی هیأت دولت جملگی استانداران منصوب و در همان ایام توسط وزیران مختلف در استان‌ها معرفی بشوند تا آنان هم نسبت به فرمانداران استان خود چنین کنند و هرجه زوتر باب تغییر و نعویض، بسته شود، که حقیقتاً اکنون کشور معطل است و تمام مقامات سطوح گوناگون کشور بلاتکلیف بوده و به روزمرگی مشغولند.

نکته‌ی پنجم ؛

جناب آقای رئیس جمهور به خوبی می‌دانند که مشکل اصلی و اولویت اول مردم عزیز جمهوری اسلامی ایران، معیشت روزمره است که ناشی از گرانی‌های بی‌حساب و بی‌کتاب سال‌های اخیر می‌باشد، و جنابش در تبلیغات انتخاباتی خود متعهد شدند که با کلیدی که آماده ساختند، این قفل سخت و پولادین را بشکنند، و در سامان بخشی اقتصاد را بگشایند، و خانه‌، خوارک، پوشاک و سلامت مردم را زیبنده‌ی یک مسلمان عرفی بگرداند، و به فضل الهی مردم را از انتخاب "روحانی" پشیمان نکنند. حتماً در خاطرشان هست که با صراحت قول دادند که من (روحانی) در صورت رئیس جمهور شدن، فقط با حل مسائل گردشگری، می‌توانم بیکاری چهار میلیون نفر را، به کار مفید و شغل آبرومند تبدیل کنم. مبادا خدای ناکرده برخی از موافقان متملق و فرصت‌طلب، و مخالفان عنود و بخیل، با حاشیه‌سازی‌های غیرضروری و تعمدی، توان و استعداد جناب رئس جمهور را به مسائلی معطوف و مشغول بکنند که نتیجه‌ی آن خدای ناکرده این بشود که مردم بعد از بک‌سال دیگر بگویند ای دریغ از پارسال، و بنالند که صد رحمت به احمدی‌نژاد و مشایی.

آقای رئیس جمهور یادش نرود که فقط بابت هزینه‌ی مراسم تحلیف ایشان قاعدتاً باید میلیاردها ریال(تومان) از جیب ملت خرج شده باشد. هزینه‌ی مجلسیان هم از کیسه‌ی مردم است. البته به جهت ابعاد گسترده‌ی داخلی و خارجی آن، می‌شود دندان روی جگر گذاشت و تحمل کرد. اما اینکه آیا ارزش این هزینه را داشت یا خیر، می‌بایست آن دسته از اهل اقتصاد که سیاست هم بدانند، نظر بدهند. در هر حال حساب پس دادن سخت است و حساب هزینه کردن بیت‌المال، سخت‌تر است.

 نکته‌ی ششم ؛

مسلماً اهل سیاست، و خود جناب حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی، به خوبی می‌دانند که دکتر روحانی قبل از این‌که یک مقام سیاسی و اجرایی باشند، یک روحانی (آخوند) است، بدین جهت رهبر معظم انقلاب اسلامی در حکم انتصاب آقای روحانی مرقوم فرمودند :

. . . رأی ملت را تنفیذ و جناب حجه الاسلام آقای دکتر حسن روحانی  را به ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب می کنم. . .

بعضی‌ها برای خودشیرنی این روزها لقب «شیخ دیپلمات» را برای برگزیده‌ی مردم در انتخابات یازدهم، استعمال می‌کنند، و در حقیقت او را تخفیف می‌دهند، و فراموش کرده‌اند که رئیس جمهور فعلی، علاوه براینکه شهرتش "روحانی" است، شغلش هم "روحانی"، و لباس رسمی‌اش نیز لباس روحانیت است. و «روحانی»، که عضو جامعه‌ی روحانیت مبارز تهران می‌باشد، روحانی سیاستمدار و مجربی است که به فرمایش حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، که فرمود:

"من دیپلمات (بخوانید سیاسی‌کار)، نیستم، من انقلابی‌ام"

پایبند بوده و ان‌شاءالله خواهند بود. آقای "روحانی" قوانین پروتکل‌های جهانی، و قواعد بازی سیاست بین‌المللی را می‌دانند و به بازی برد ـ برد اعتقاد دارند، و ذی‌طلبگی خودش را قاعدتاً حفظ خواهند کرد.

 به فضل الهی همگان در عمل شاهد خواهند بود که "روحانی"، درس دینداری را در مقام عمل به جامعه آموزش می‌دهند، و عمل به احکام الهی را واجب می‌شمارد، و قدرت ریاست جمهوری اسلامی را خرج مردم مسلمان می‌کنند و نه خواص خاص، و از کسان خاص تبعیتی ندارند، و کذب (دروغ) را که کلید هر شری است، ناکام خواهند کرد. دروغی که متأسفانه فعلاً به یک اصل مدیریتی تبدیل شده است، مورد توجه ویژه آقای روحانی بوده است و در مراسم تنفیذ یازدهم، جناب ایشان به شدت به اجتناب از دروغ تأکید داشتند.

اگر از دروغ بپرهیزد، و مردم صداقت گفتاری، و طهارت رفتاری را، از رئیس جمهور  ببینند، و همه‌ی هم و غم خودش را مصروف سروسامان دادن به مسائل اقتصادی بگردانند، و به وعده‌ بیکاری‌زدایی خود عمل نمایند، قطعاً و یقیناً تا پای بذل جان و مال، پای چنین رئیس جمهوری خواهند ایستاد.

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر روحانی فراموش نکنند که مردم مسلمان بعد از هشت سال از حکومت یک غیر روحانی، باز به یک روحانی پناه آوردند که معنی آن این است که روحانیت بیشتر از دیگران قابل اعتماد هستند، و این بسیار مهم است. آری، این نکته بسیار حائز اهمیت است که بعداز چند دهه تبلیغات منفی (پروپگاندا) علیه روحانیت مبارز و اصیل اسلامی، باز هم مردم به سوی روحانیت روی آوردند، و سکان‌داری قوه‌ی مجریه را به روحانی سپردند، و ای بسا در انتخابات دهم مجلس شورای اسلامی نیز، یک شیخ برجسته‌ی دیگری همانند حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق‌نوری را به مجلس بفرستند تا ریاست قوه‌ی مقننه را برعهده بگیرند که زبان دکتر روحانی را بهتر می‌فهمند.

نکته‌ی هفتم ؛

 ریاست محترم جمهوری اسلامی مطمئن باشند که اکثریت قاطع مردم مسلمان ایران به ندای الهی و خالصانه‌ی حضرت امام خامنه‌ای، پاسخی خدائی دادند و قریب به 73% آنان آمدند ورأی دادند. حضرت امام‌المسلمین خامنه‌ای کبیر، مهندسی حکیمانه‌ی حماسه‌ی سیاسی انتخابات یازدهم را، از اول فروردین 1392 شروع کردند و تا 24 خرداد 1392، لاینقطع، و حتی تا سر صندوق رأی ادامه دادند، و بعد از اینکه رأی خود را در صندوق 110 انداختند، آن کلمه‌ی تاریخی "رأی مردم، حق‌الناس است" را فرمودند. کما اینکه در انتخابات‌های هفتم، هشتم، نهم، و دهم نیز چنین کردند و آقایان برنده، نمک امامت را خوردند و . . .

بنا براین، نقش اصلی و کلیدی را در انتخاباتی کم‌نظیر و تاریخی، مقام معظم رهبری حفظه‌الله تعالی، ایفا کردند، و ریاست محترم جمهور یازدهم، وامدار کس دیگری به غیر از مقام منیع ولایت نیستند، شایسته است که درهر حال، بعد از بندگی خدا، رضایت مقام رفیع رهبری را، مد نظر قرار بدهند که قطعاً و یقیناً خیر مردم در آن است، و سروسامان بخشی به جامعه را به ارمغان می‌آورد. اگر چنین بکنند، حمایت، پشتیبانی و خدمتگزاری بسیجی‌ها که ده‌ها میلیون نفرند، پاسداران، ارتشیان، عزیزان ناجا، و از همه مهمتر خانواده‌ی معظم شهداء، روحانیت معظم و ائمه‌ی محترم جمعه، و رزمندگان و آزادگان را به دست می‌آورند.

آری خوشحال کردن اهل ایمان و اسلام، هدیه‌ای است الهی و مقدس، که به برخی از رؤسای جمهوری قبلی، اعطا نشد، یعنی آنان، این استعداد را نداشتند.

ضمناً مردم رأی دهنده به رئیس دولت یازدهم، از مواضع، سخنان، و شعارهای حجت‌الاسلام دکتر روحانی خوششان آمد، نه به خاطر این و آن.

 طلبه‌ی بسیجی؛ علی زادسرجیرفتی

قم‌المقدسه، 1392/05/14

==============

استفاده از مطالب این پایگاه اطلاع‌رسانی، با ذکر منبع : www.zadsar.ir، بلا مانع است.

===============

سران قوا بخوانند، و مقامات ارشد بدانند

ای سران قوا، خصوصاً جناب آقای دکتر روحانی، بدانید و باور کنید که حضرت امام خامنه‌ای دامت برکاته، نایب امام زمان علیه‌السلام، و مورد عنایت حجت ثانی عشر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف،است، و مسلماً ولی امر مسلمین جهانمی‌باشد. سران قوا بخوانند، و مقامات ارشد بدانند، ... . زبان او را قول مرضی خدا بدانید، فعل سماحتش را تکلیفی الهی بشمارید، و مطمئن باشید که تحصیل رضایت آن امام همام، رضایت خدا را در پی خواهد داشت. شک نکنید ایذا و اذیت این سید جلیل‌القدر و عظیم‌الشأن، که نعمت خدا و ذخیره الهی است، غضب حجت بن الحسن‌المهدی علیه‌السلام، و سخط خدای سبحان جلت عظمته را، رقم می زند. زنهار از نافرمانی او، و هیهات از رنجانیدن خاطر حضرتتنفیذ حکم ریاست جمهوری روحانی + فیلمhttp://jannat-news.ir/wp-content/uploads/2013/08/13920512181746100930403.jpgادامه . . .

==============

علی زادسرجیرفتی و سید محمد خاتمی  ادامه . . .

=============

علی زادسرجیرفتی و محمود احمدی‌نژاد ادامه . . .